واژه‌نامه مدیریت پروژه

جستجو:

:Search


به project life cycle مراجعه فرمایید.
See project life cycle
سطحی از بروز ریسک که بالاتر از آن، ریسک‌ها مورد توجه قرار می‌گیرند و کمتر از آن، ریسک‌ها ممکن است پذیرش شوند.
The level of risk exposure above which risks are addressed and below which risks may be accepted.
راه‌اندازی فرآیندی که نتیجه آن می‌تواند ارائه مجوز یک پروژه جدید باشد.
Launching a process that can result in the authorization of a new project.
الزامات مقرر شده توسط یک نهاد دولتی است. این الزامات می‌توانند به تثبیت خصوصیات محصول، فرآیند یا خدمات شامل قوانین اداری کاربردی که منطبق بر قوانین دولتی است منجر شوند.
Requirements imposed by a governmental body. These requirements can establish product, process, or service characteristics, including applicable administrative provisions that have government-mandated compliance.
ابزاری که نام اجزای زمانبندی، تعاریف، روابط ساختاری، و فرمت¬های پشتیبان برای کاربرد یک شیوه زمانبندی را فراهم می‌سازد.
A tool that provides schedule component names, definitions, structural relationships, and formats that support the application of a scheduling method.
ابزارهای دستی یا خودکار برای کمک به مدیریت یکپارچگی و یا تغییر. ابزارها حداقل باید فعالیتهای CCB را پشتیبانی نمایند.
Manual or automated tools to assist with change and/or configuration management. At a minimum, the tools should support the activities of the CCB.
یک استراتژی پاسخ به ریسک که تیم پروژه، برای حذف تهدید یا محافظت پروژه از اثرات آن، اقدام می‌کند.
A risk response strategy whereby the project team acts to eliminate the threat or protect the project from its impact.
هدایت، مدیریت، انجام و به پایان رساندن کار پروژه، فراهم آوردن تحویل شدنی¬ها و ارائه اطلاعات عملکرد کاری است.
Directing, managing, performing, and accomplishing the project work; providing the deliverables; and providing work performance information.
یک واقعه یا رخداد که می‌تواند بر اجرای پروژه اثر بگذارد که برای آن اندوخته در نظر گرفته می‌شود.
An event or occurrence that could affect the execution of the project that may be accounted for with a reserve.
حق استفاده از منابع پروژه، مصرف پول، تصمیم گیری با ارائه تأییدیه‌ها.
The right to apply project resources, expend funds, make decisions, or give approvals.
فرآیند پردازش، داوری و مراوده ادعاهای قرارداد است.
The process of processing, adjudicating, and communicating contract claims.
نوعی درخواست، تقاضا یا ادعای حقوقی توسط فروشنده در مواجهه با خریدار یا برعکس، در زمینه‌های پرداخت یا غرامت طبق مفاد قانونی قرارداد مانند تغییرات مورد مشاجره است.
A request, demand, or assertion of rights by a seller against a buyer, or vice versa, for consideration, compensation, or payment under the terms of a legally binding contract, such as for a disputed change.
یک استراتژی پاسخ ریسک که به موجب آن، تیم پروژه در راستای افزایش احتمال وقوع یا اثر یک فرصت، عمل می‌کند.
A risk response strategy whereby the project team acts to increase the probability of occurrence or impact of an opportunity
یک استراتژی پاسخ به ریسک که به موجب آن، تیم تصدیق می‌کند که یک ریسک، خارج از حوزه نفوذ خود قرار دارد و مالکیت ریسک را به سطحی بالاتر از سازمان انتقال می‌دهد که مدیریت اثربخش‌تری دارد.
A risk response strategy whereby the team acknowledges that a risk is outside of its sphere of influence and shifts the ownership of the risk to a higher level of the organization where it is more effectively managed.
بودجه مجاز تخصیص داده شده به کار زمانبندی شده است
The authorized budget assigned to scheduled work.
سنجش کار انجام شده که در قالب بودجه مجاز برای کار، بیان می¬شود.
The measure of work performed expressed in terms of the budget authorized for that work.
منفعت قابل سنجش خالص حاصل از یک تلاش تجاری است. منفعت ممکن است محسوس، غیرمحسوس یا هر دو مورد باشد.
The net quantifiable benefit derived from a business endeavor. The benefit may be tangible, intangible, or both.
تکنیکی برای شناسایی محتوا، فرمت و شیوه ارتباطی ترجیحی برای ذینفعان به منظور فعالیت‌های ارتباطی برنامه‌ریزی شده است.
A technique to identify the preferred communication method, format, and content for stakeholders for planned communication activities.
تکنیک ارزیابی درجه‌ای که داده‌های ریسک برای مدیریت ریسک مفید هستند.
Technique to evaluate the degree to which the data about risks is useful for risk management.
رویکرد خریدار در تعیین روش تحویل پروژه و نوع توافقنامه (های) قانونی که باید برای تحویل نتایج مطلوب، استفاده شوند.
The approach by the buyer to determine the project delivery method and the type of legally binding agreement(s) that should be used to deliver the desired results.
پاسخ‌های فراهم شده که ممکن است در یک واقعه استفاده شوند که یک ماشه خاص به جریان افتاده باشد.
Responses provided which may be used in the event that a specific trigger occurs.
تمام اسناد مورد استفاده برای درخواست اطلاعات، پیش فاکتورها یا پیشنهادها از فروشندگان آینده
All documents used to solicit information, quotations, or proposals from prospective sellers.
اسنادی که در فعالیتهای مناقصه و پیشنهاد استفاده میشوند از جمله دعوتنامه خریدار برای مناقصه، دعوتنامه برای مذاکره، درخواست اطلاعات، درخواست پیش فاکتور، درخواست پیشنهاد و پاسخهای فروشندگان.
The documents utilized in bid and proposal activities, which include the buyer’s Invitation for bid, invitation for negotiations, request for information, request for quotation, request for proposal, and seller’s responses.
درجه عدم قطعیتی که یک سازمان یا فرد تمایل به پذیرش آن در قبال پیش‌بینی یک پاداش دارد.
The degree of uncertainty an organization or individual is willing to accept in anticipation of a reward.
داده‌های ساختارمند یا سازماندهی شده که برای یک هدف خاص پردازش شده‌اند تا در زمینه‌ای مشخص، معنی‌دار، باارزش و مفید باشند.
Organized or structured data, processed for a specific purpose to make it meaningful, valuable, and useful in specific contexts.
اسناد و داده‌های مربوط به پروژه‌های قبلی شامل فایل‌های پروژه، سوابق، مکاتبات، قراردادهای خاتمه یافته و پروژه‌های تکمیل شده است.
Documents and data on prior projects including project files, records, correspondence, closed contracts, and closed projects.
یک فعالیت عمدی در راستای تنظیم مجدد عملکرد کار پروژه با برنامه مدیریت پروژه است
An intentional activity that realigns the performance of the project work with the project management plan.
فعالیتی عمدی که تضمین می‌کند عملکرد آینده کار پروژه با برنامه مدیریت پروژه منطبق می‌شود.
An intentional activity that ensures the future performance of the project work is aligned with the project management plan.
شرط یا قابلیتی که لازم است در یک محصول، خدمت یا نتیجه وجود داشته باشد تا نیاز کسب و کار را تأمین نماید.
A condition or capability that is necessary to be present in a product, service, or result to satisfy a business need.
شرط یا قابلیتی که برای ارزیابی تطابق در راستای تنفیذ پذیرش یک ویژگی برای کیفیت یک نتیجه، استفاده می‌شود.
A condition or capability that will be used to assess conformance by validating the acceptability of an attribute for the quality of a result.
پیش‌بینی هزینه‌های پروژه که باید پرداخت شوند و از خط مبنای هزینه برای الزامات کل یا دوره‌ای، شامل مخارج پروژه بعلاوه بدهی‌های پیش‌بینی شده، مشتق می‌شوند.
Forecast project costs to be paid that are derived from the cost baseline for total or periodic requirements, including projected expenditures plus anticipated liabilities.
انواع و مقادیر منابع مورد نیاز برای هر فعالیت در یک بسته کاری است.
The types and quantities of resources required for each activity in a work package.
یک استراتژی پاسخ به ریسک که به موجب آن، تیم پروژه، اثر یک تهدید را به همراه مالکیت پاسخ به ریسک، به بخش سوم واگذار می‌کند.
A risk response strategy whereby the project team shifts the impact of a threat to a third party, together with ownership of the response.
فرآیند تحلیل عددی اثر ترکیبی ریسک‌های منفرد شناسایی شده پروژه و دیگر منابع عدم قطعیت بر كل اهداف پروژه است.
The process of numerically analyzing the combined effect of identified individual project risks and other sources of uncertainty on overall project objectives.
فرایند اولویت‌بندی ریسک‌های منفرد پروژه برای اقدام یا تحلیل بیشتر از طریق ارزیابی احتمال وقوع و اثر آنها به همراه دیگر مشخصات است.
The process of prioritizing individual project risks for further analysis or action by assessing their probability of occurrence and impact as well as other characteristics.
فرآیند بازنگری تمامی درخواست‌های تغییر، تصویب تغییرات و مدیریت تغییرات در تحویل شدنی‌های دارایی‌های فرآیندی سازمان، اسناد پروژه و برنامه مدیریت پروژه، و اطلاع‌رسانی تصمیمات.
The process of reviewing all change requests; approving changes and managing changes to deliverables, organizational process assets, project documents, and the project management plan; and communicating the decisions.
سنجشی از عملکرد زمانبندی است که به صورت تفاوت بین ارزش حاصله و ارزش برنامه‌ریزی شده بیان می‌شود.
A measure of schedule performance expressed as the difference between the earned value and the planned value.
مقدار کسری یا مازاد بودجه در نقطه مشخصی از زمان که به صورت تفاوت بین ارزش حاصله و هزینه واقعی بیان می‌شود.
The amount of budget deficit or surplus at a given point in time, expressed as the difference between the earned value and the actual cost.
ذخیره‌ای در برنامه مدیریت پروژه که ریسک‌های هزینه و/ یا زمانبندی را کاهش می‌دهد. اغلب با شاخصی (مانند اندوخته مدیریتی، اندوخته احتیاطی) جهت ارائه جزئیات بیشتر از انواع ریسک‌هایی که به نظر میرسند کاهش داده می‌شوند، بکار می‌رود.
A provision in the project management plan to mitigate cost and/or schedule risk. Often used with a modifier (e.g., management reserve, contingency reserve) to provide further detail on what types of risk are meant to be mitigated.
زمان یا پول تخصیصی به خط مبنای زمانبندی یا هزینه برای ریسک‌های معلوم با استراتژی‌های پاسخ فعال است.
Time or money allocated in the schedule or cost baseline for known risks with active response strategies.
مقداری از بودجه پروژه یا زمانبندی پروژه، خارج از خط مبنای سنجش عملکرد که برای مقاصد کنترل مدیریتی نگه داشته می‌شود و برای کار دیده نشده در محدوده پروژه، اندوخته می‌گردند.
An amount of the project budget or project schedule held outside of the performance measurement baseline (PMB) for management control purposes, that is reserved for unforeseen work that is within scope of the project
رابطه‌ای که در آن، یک فعالیت زمانبندی بیش از یک پس نیاز دارد.
A relationship in which a schedule activity has more than one successor.
فرآیند تقسیم تحویل شدنی‌های پروژه و کار پروژه به اجزای کوچک‌تر و با قابلیت مدیریت بیشتر.
The process of subdividing project deliverables and project work into smaller, more manageable components.
بررسی محصول کار برای این نکته که آیا با الزامات مشخص شده مطابقت دارند یا خیر
Examination of a work product to determine whether it conforms to documented standards.
فرآیند جمع‌آوری اسناد اطلاعات در راستای بازبینی درستی و تکمیل بودن آنها است.
The process of gathering a corpus of information and reviewing it to determine accuracy and completeness.
جلسه‌ای که به بررسی و مستندسازی اثربخشی پاسخ‌های ریسک در تعامل با ریسک کلی پروژه و با ریسک‌های منفرد شناسایی شده پروژه می‌پردازد.
A meeting to examine and document the effectiveness of risk responses in dealing with overall project risk and with identified individual project risks.
تکنیکی که برای سنجش، مقایسه و تحلیل عملکرد واقعی کار در حال پیشرفت در قیاس با خط مبنا استفاده می‌شود.
A technique that is used to measure, compare, and analyze actual performance of work in progress on the project against the baseline.
اکتساب منابع انسانی و مصالح مورد نیاز برای انجام فعالیت‌های پروژه. بدست آوری به هزینه منابع اشاره دارد ولی لزوما مالی نمی‌باشد.
Obtaining human and material resources necessary to perform project activities. Acquisition implies a cost of resources, and is not necessarily financial.
فرآیند کسب اعضای تیم، تسهیلات، تجهیزات، مصالح، تدارکات و دیگر منابع لازم برای تکمیل کار پروژه.
Obtaining human and material resources necessary to perform project activities. Acquisition implies a cost of resources, and is not necessarily financial.
ک ارزیابی کمی از نتایج با مقادیر محتمل است مانند هزینه¬ها، منابع، تلاش یا مدت زمان¬های پروژه.
A quantitative assessment of the likely amount or outcome of a variable, such as project costs, resources, effort, or durations
یک تکنیک برآوردی که در آن از یک الگوریتم برای محاسبه هزینه یا زمان بر مبنای داده‌های تاریخی و پارامترهای پروژه استفاده می‌شود
An estimating technique in which an algorithm is used to calculate cost or duration based on historical data and project parameters
نوعی روش تخمین مدت با هزینه پروژه از طريق تجميع برآوردهای اجزای سطح پایین‌تر از ساختار شکست کار (WBS) است.
A method of estimating project duration or cost by aggregating the estimates of the lower-level components of the work breakdown structure (WBS).
هزینه مورد انتظار جهت اتمام همه کارهای باقیمانده پروژه است.
The expected cost to finish all the remaining project work.
عبارت است از هزینه کل مورد انتظار از تکمیل تمام کارها که به صورت مجموع هزینه واقعی تاکنون و برآورد تا تکمیل بدست می¬آید.
The expected total cost of completing all work expressed as the sum of the actual cost to date and the estimate to complete.
یک تکنیک برای برآورد مدت یا هزینه یک فعالیت یا یک پروژه با استفاده از داده‌های تاریخی از فعالیت یا پروژه مشابه است.
A technique for estimating the duration or cost of an activity or a project using historical data from a similar activity or project.
یک ارزیابی کمی از تعداد تقریبی دوره¬های زمانی مورد نیاز برای تکمیل یک فعالیت.
The quantitative assessments of the likely number of time periods that are required to complete an activity.
فرآیند تخمین منابع تیمی و نوع و کمیت مصالح، تجهیزات و لوازم مورد نیاز برای انجام کار پروژه است.
The process of estimating team resources and the type and quantities of material, equipment, and supplies necessary to perform project work.
فرآیند تخمین منابع تیمی و نوع و کمیت مصالح، تجهیزات و لوازم مورد نیاز برای انجام کار پروژه است.
The process of estimating team resources and the type and quantities of material, equipment, and supplies necessary to perform project work.
فرآیند توسعه یک تقریب از منابع مالی مورد نیاز برای تکمیل کار پروژه است.
The process of developing an approximation of the monetary resources needed to complete project work.
فرآیند استفاده از بخش سوم برای اخذ و تحلیل اطلاعات در راستای حمایت از پیش‌بینی هزینه، زمانبندی و دیگر موارد است.
A process of using a third party to obtain and analyze information to support prediction of cost, schedule, or other items.
یک برگه بلند که به عنوان یک چک لیست در زمان جمع‌آوری داده‌ها قابل استفاده است.
A tally sheet that can be used as a checklist when gathering data.
یکی از اجزای برنامه مدیریت پورتفولیو، طرح یا پروژه است که شرح می‌دهد چگونه، چه زمانی و توسط چه کسی، اطلاعات پروژه، توزیع و منتشر خواهند شد.
A component of the project, program, or portfolio management plan that describes how, when, and by whom information about the project will be administered and disseminated.
یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه یا طرح است که نحوه تحلیل، مستندسازی و مدیریت الزامات را شرح می‌دهد.
A component of the project or program management plan that describes how requirements will be analyzed, documented, and managed.
سندی که چگونگی اجرای پروژه، نظارت و کنترل، و خاتمه آن را تعریف می‌کند.
The document that describes how the project will be executed, monitored and controlled, and closed.
سندی که چگونگی اجرای پروژه، نظارت و کنترل، و خاتمه آن را تعریف می‌کند.
The document that describes how the project will be executed, monitored and controlled, and closed.
یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه که نحوه شناسایی و محاسبه مصنوعات پروژه تحت کنترل پیکربندی، و نحوه ثبت و گزارش تغییرات در آنها را شرح می‌دهد.
A component of the project management plan that describes how to identify and account for project artifacts under configuration control, and how to record and report changes to them.
یکی از اجزای برنامه مدیریت طرح یا پروژه است که توضیح می‌دهد چگونه تیم پروژه، خدمات و کالاها را از خارج از سازمان اجرایی تهیه می-کند.
A component of the project or program management plan that describes how a project team will acquire goods and services from outside of the performing organization.
یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه که کمیته کنترل تغییر را تأسیس کرده، میزان اختیارشان را مستند ساخته، و نحوه پیاده‌سازی سیستم کنترل تغییر را شرح می‌دهد.
A component of the project management plan that establishes the change control board, documents the extent of its authority, and describes how the change control system will be implemented.
یکی از اجزای برنامه مدیریت پورتفولیو، طرح یا پروژه است که چگونگی سازماندهی و انجام فعالیت‌های مدیریت ریسک را شرح می‌دهد.
A component of the project, program, or portfolio management plan that describes how risk management activities will be structured and performed.
یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه یا طرح است که معیارها و فعالیت‌های توسعه، نظارت و کنترل زمانبندی را تثبیت می‌کند.
A component of the project or program management plan that establishes the criteria and the activities for developing, monitoring, and controlling the schedule.
یکی از اجزای برنامه مدیریت طرح یا پروژه است که چگونگی پیاده‌سازی سیاست‌ها، رویه‌ها و دستورالعمل‌های قابل کاربرد را در راستای دستیابی به اهداف کیفیت شرح می‌دهد.
A component of the project or program management plan that describes how applicable policies, procedures, and guidelines will be implemented to achieve the quality objectives.
یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه یا طرح است که چگونگی تعریف، توسعه، نظارت، کنترل و ممیزی محدوده را شرح می‌دهد.
A component of the project or program management plan that describes how the scope will be defined, developed, monitored, controlled, and validated.
یکی از اجزای برنامه مدیریت پروژه که نحوه بدست‌آوری، تخصيص، نظارت و کنترل منابع پروژه را توضیح می‌دهد.
A component of the project management plan that describes how project resources are acquired, allocated, monitored, and controlled.
توضیحات مستند که فرآیندهای ایجاد، بیشینه‌سازی و تقویت منافع ارائه شده توسط پروژه یا طرح را تعریف می‌کند.
The documented explanation defining the processes for creating, maximizing, and sustaining the benefits provided by a project or program.
یکی از اجزای برنامه مدیریت طرح یا پروژه که شرح می‌دهد هزینه‌ها چگونه برنامه‌ریزی، سازماندهی و کنترل می‌شوند.
A component of a project or program management plan that describes how costs will be planned, structured, and controlled.
برنامه¬های یدکی حاوی مجموعه¬ای جایگزین از اقدامات و وظایف هستند که در مواردی که برنامه اولیه به دلیل مشکلات، ریسک¬ها یا دیگر دلایل، لازم به رها شدن است، در دسترس می¬باشند.
Fallback plans include an alternative set of actions and tasks available in the event that the primary plan needs to be abandoned because of issues, risks, or other causes.
فرآیند توسعه گزینه‌ها، انتخاب استراتژی‌ها، و توافق بر اقدامات در راستای توجه به بروز ریسک کلی پروژه به همراه تعامل با ریسک‌های منفرد پروژه است.
The process of developing options, selecting strategies, and agreeing on actions to address overall project risk exposure, as well as to treat individual project risks.
فرآیند توسعه رویکردهای مربوط به ذی‌نفعان پروژه، بر مبنای نیازها، انتظارات، علایق و اثرات بالقوه آنها بر پروژه است.
The process of developing approaches to involve project stakeholders, based on their needs, expectations, interests, and potential impact on the project.
فرآیند توسعه یک رویکرد مناسب و برنامه‌ریزی برای فعالیت‌های ارتباطات پروژه بر مبنای نیازهای اطلاعاتی هر ذی‌نفع یا گروه ذی‌نفعان، دارایی‌های سازمانی در دسترس و نیازهای پروژه است.
The process of developing an appropriate approach and plan for project communication activities based on the information needs of each stakeholder or group, available organizational assets, and the needs of the project.
فرآیند مستندسازی تصمیمات تدارکات پروژه، تعریف رویکرد، و شناسایی فروشندگان بالقوه است.
The process of documenting project procurement decisions, specifying the approach, and identifying potential sellers.
فرآیند تثبیت سیاست‌ها، رویه‌ها و مستندسازی برنامه‌ریزی، توسعه، مدیریت، اجرا و کنترل زمانبندی پروژه است.
The process of establishing the policies, procedures, and documentation for planning, developing, managing, executing, and controlling the project schedule.
فرآیند شناسایی الزامات وايا استانداردهای کیفیت برای پروژه و تحویل شدنی‌های آن، و مستندسازی چگونگی اثبات تطابق پروژه با استانداردها و یا الزامات کیفیت است.
The process of identifying quality requirements and/or standards for the project and its deliverables, and documenting how the project will demonstrate compliance with quality requirements and/or standards.
فرآیند شناسایی الزامات وايا استانداردهای کیفیت برای پروژه و تحویل شدنی‌های آن، و مستندسازی چگونگی اثبات تطابق پروژه با استانداردها و یا الزامات کیفیت است.
The process of identifying quality requirements and/or standards for the project and its deliverables, and documenting how the project will demonstrate compliance with quality requirements and/or standards.
فرآیند ایجاد یک برنامه مدیریت محدوده که چگونگی تعریف، تنفیذ و کنترل محدوده را مستند می‌کند.
The process of creating a scope management plan that documents how the project and product scope will be defined, validated, and controlled.
فرآیند تعریف نحوه برآورد، بدست‌آوری، مدیریت و استفاده از منابع تیمی و فیزیکی است.
The process of defining how to estimate, acquire, manage, and utilize physical and team resources.
فرآیند تعریف نحوه برآورد، بودجه، مدیریت، نظارت و کنترل هزینه‌های پروژه است.
The process of defining how the project costs will be estimated, budgeted, managed, monitored, and controlled.
یک تکنیک برنامه‌ریزی تکراری که در آن کار دوره نزدیک به تفصیل برنامه‌ریزی می‌شود، در حالی که کار آینده، در سطحی بالاتر برنامه‌ریزی می‌گردد.
An iterative planning technique in which the work to be accomplished in the near term is planned in detail, while the work in the future is planned at a higher level
یک سنجش تجمیعی از اثر بالقوه تمامی ریسک‌ها در نقطه‌ای مشخص از زمان در پروژه، طرح یا پورتفولیو.
An aggregate measure of the potential impact of all risks at any given point in time in a project, program, or portfolio.
یک جزء از ساختار شکست کار در زیر حساب کنترل و با کار معلوم اما بدون فعالیت‌های تفصیلی زمانبندی. به control account مراجعه فرمایید
A work breakdown structure component below the control account with known work content but without detailed schedule activities. See also control account
برآورد مصوب برای پروژه یا هر یک از اجزای ساختار شکست کار یا هر فعالیت زمانبندی است.
The approved estimate for the project or any work breakdown structure component or any schedule activity.
مجموع تمامی بودجه‌های تثبیت‌شده برای انجام کار
The sum of all budgets established for the work to be performed.
یک استراتژی پاسخ به ریسک که به موجب آن، تیم پروژه در راستای تضمین وقوع یک فرصت، عمل می‌کند.
A risk response strategy whereby the project team acts to ensure that an opportunity occurs.
مورد تدارکاتی را به تفصیل کافی شرح می‌دهد تا فروشندگان آتی بتوانند تعیین کنند آیا قادر به فراهم‌سازی محصولات، خدمات با نتایج هستند.
Describes the procurement item in sufficient detail to allow prospective sellers to determine if they are capable of providing the products, services, or results.
یک نوع رابطه منطقی برای حالتی است که پایان کار فعالیت پس نیاز نمی‌تواند قبل از پایان کار فعالیت پیش نیاز باشد.
A logical relationship in which a successor activity cannot finish until a predecessor activity has finished.
یک نوع رابطه منطقی که در آن، شروع کار فعالیت پس نیاز به پایان کار فعالیت پیش نیاز بستگی دارد.
A logical relationship in which a successor activity cannot start until a predecessor activity has finished.
یک استراتژی پاسخ به ریسک است که تیم پروژه تصمیم به قبول ریسک می‌کند و هیچ اقدامی نمی‌کند تا ریسک اتفاق افتد.
A risk response strategy whereby the project team decides to acknowledge the risk and not take any action unless the risk occurs.
مجموعه‌ای مکتوب از سؤالات طراحی شده برای جمع‌آوری سریع اطلاعات از تعداد زیادی پاسخ دهنده است.
Written sets of questions designed to quickly accumulate information from a large number of respondents.
تلاش موقتی و تعهد شده‌ای است که به تولید منحصر به فرد یک محصول، خدمت با نتیجه می‌پردازد.
A temporary endeavor undertaken to create a unique product, service, or result.
مقدار زمانی که یک فعالیت پس‌نیازی لازم است نسبت به فعالیت پیش‌نیاز، تأخیر یابد.
The amount of time whereby a successor activity will be delayed with respect to a predecessor activity.
پروژه‌ها، طرح‌ها، زیر پورتفولیوها و عملیات مدیریت شده به صورت یک گروه در راستای دستیابی به اهداف استراتژیک است.
Projects, programs, subsidiary portfolios, and operations managed as a group to achieve strategic objectives
فرآیند پیاده‌سازی برنامه‌های پاسخ به ریسک مورد توافق است.
The process of implementing agreed-upon risk response plans.
یک برآورد یا پیش‌بینی شرایط و رخدادهای آتی پروژه بر پایه اطلاعات و دانش در دسترس در زمان پیش بینی است.
An estimate or prediction of conditions and events in the project’s future based on information and knowledge available at the time of the forecast.
مقدار زمانی که یک فعالیت پس‌نیاز نسبت به فعالیت پیش‌نیاز می‌تواند جلو افتد.
The amount of time whereby a successor activity can be advanced with respect to a predecessor activity.
برآوردها یا پیش‌بینی‌های شرایط و وقایع در آینده پروژه براساس اطلاعات و دانش در دسترس در زمان محاسبه زمانبندی است.
Estimates or predictions of conditions and events in the project’s future based on information and knowledge available at the time the schedule is calculated.
پیشنهادهای رسمی از فروشندگان به یک درخواست پیشنهاد یا دیگر اسناد تدارکاتی که مشخص‌کننده قیمت، شرایط اقتصادی فروش و قابلیت‌ها یا ملاحظات فنی است که فروشنده برای سازمان درخواست کننده ارائه می‌کند که اگر پذیرفته شد، فروشنده ملزم به انجام توافق نتیجه شده می‌شود.
Formal responses from sellers to a request for proposal or other procurement document specifying the price, commercial terms of sale, and technical specifications or capabilities the seller will do for the requesting organization that, if accepted, would bind the seller to perform the resulting agreement.
پیشنهادهای رسمی از فروشندگان به یک درخواست پیشنهاد یا دیگر اسناد تدارکاتی که مشخص‌کننده قیمت، شرایط اقتصادی فروش و قابلیت‌ها یا ملاحظات فنی است که فروشنده برای سازمان درخواست کننده ارائه می‌کند که اگر پذیرفته شد، فروشنده ملزم به انجام توافق نتیجه شده می‌شود.
Formal responses from sellers to a request for proposal or other procurement document specifying the price, commercial terms of sale, and technical specifications or capabilities the seller will do for the requesting organization that, if accepted, would bind the seller to perform the resulting agreement.
پیشنهادهای رسمی از فروشندگان به یک درخواست پیشنهاد یا دیگر اسناد تدارکاتی که مشخص‌کننده قیمت، شرایط اقتصادی فروش و قابلیت‌ها یا ملاحظات فنی است که فروشنده برای سازمان درخواست کننده ارائه می‌کند که اگر پذیرفته شد، فروشنده ملزم به انجام توافق نتیجه شده می‌شود.
Formal responses from sellers to a request for proposal or other procurement document specifying the price, commercial terms of sale, and technical specifications or capabilities the seller will do for the requesting organization that, if accepted, would bind the seller to perform the resulting agreement.
نوعی تکنیک فشرده‌سازی زمانبندی است که فعالیت‌ها یا فازهایی که در حالت عادی به صورت متوالی انجام می‌شوند، برای حداقل بخشی از زمان خود به صورت موازی انجام گردند.
A schedule compression technique in which activities or phases normally done in sequence are performed in parallel for at least a portion of their duration.
نقطه‌ای از زمان که وضعیت پروژه ثبت می‌شود.
A point in time when the status of the project is recorded.
مقطعی از زمان که با تکمیل فعالیت زمانبندی در ارتباط می‌باشد و معمولا با یکی از موارد زیر بیان می‌گردد: واقعی، برنامه‌ای، برآوردی، زمانبندی شده، زودترین، دیرترین، خط مبنا، هدف یا کنونی.
A point in time associated with a schedule activity’s completion. Usually qualified by one of the following: actual, planned, estimated, scheduled, early, late, baseline, target, or current.
تاریخی ثابت و تحمیل شده بر یک فعالیت زمانبندی یا مایلستون زمانبندی که معمولا در قالب تاریخ‌های start no earlier than و finish no later than بیان می‌شود.
A fixed date imposed on a schedule activity or schedule milestone, usually in the form of a “start no earlier than” and “finish no later than” date.
تکنیک مورد استفاده برای تقسیم و طبقه‌بندی محدوده پروژه و تحویل‌شدنی‌های پروژه به بخش‌های کوچک‌تر و با قابلیت مدیریت بیشتر است.
A technique used for dividing and subdividing the project scope and project deliverables into smaller, more manageable parts.
جمع برآوردهای هزینه‌ای سطح پایین‌تر مربوط به بسته‌های کاری برای یک سطح مشخص در WBS پروژه یا برای یک حساب کنترل هزینه مشخص است.
Summing the lower-level cost estimates associated with the various work packages for a given level within the project’s WBS or for a given cost control account.
تکنیکی تحلیلی جهت تعیین روابط و اشکال ضروری اجزا در برنامه مدیریت پروژه است تا به تثبیت یک اندوخته برای مدت زمانبندی، بودجه، هزینه برآوردی یا سرمایه‌گذاری پروژه منجر شود.
An analytical technique to determine the essential features and relationships of components in the project management plan to establish a reserve for the schedule duration, budget, estimated cost, or funds for a project.
این تکنیک از یک ماتریس تصمیم برای فراهم نمودن یک رویکرد تحلیلی سیستماتیک برای تثبیت معیارهایی چون سطوح ریسک، عدم قطعیت، و بها، در راستای ارزیابی و رتبه‌بندی ایده‌ها استفاده می‌کند.
This technique utilizes a decision matrix to provide a systematic analytical approach for establishing criteria, such as risk levels, uncertainty, and valuation, to evaluate and rank many ideas.
تکنیک مورد استفاده در ارزیابی گزینه‌های شناخته شده به منظور انتخاب گزینه‌ها با رویکردهای اجرا و انجام کار پروژه است.
A technique used to evaluate identified options in order to select the options or approaches to use to execute and perform the work of the project.
تکنیکی برای بازنگری سیستماتیک موضوعات با استفاده از یک لیست به لحاظ درستی و کاملی
A technique for systematically reviewing materials using a list for accuracy and completeness.
یک تکنیک تحلیلی است تا از طریق مرتبط ساختن تغییرات در نتایج پروژه با تغییرات در عناصر یک مدل تحلیل کمی ریسک، مشخص کند کدام یک از ریسک‌های منفرد پروژه یا دیگر منابع عدم قطعیت دارای بیشترین اثر بالقوه بر نتایج پروژه هستند.
An analysis technique to determine which individual project risks or other sources of uncertainty have the most potential impact on project outcomes, by correlating variations in project outcomes with variations in elements of a quantitative risk analysis model.
یک تکنیک تحلیلی است تا از طریق مرتبط ساختن تغییرات در نتایج پروژه با تغییرات در عناصر یک مدل تحلیل کمی ریسک، مشخص کند کدام یک از ریسک‌های منفرد پروژه یا دیگر منابع عدم قطعیت دارای بیشترین اثر بالقوه بر نتایج پروژه هستند.
An analysis technique to determine which individual project risks or other sources of uncertainty have the most potential impact on project outcomes, by correlating variations in project outcomes with variations in elements of a quantitative risk analysis model.
تکنیک محاسباتی و نموداری برای ارزیابی مفاهیم زنجیره‌ای از گزینه‌های متعدد با احتساب عدم قطعیت است.
A diagramming and calculation technique for evaluating the implications of a chain of multiple options in the presence of uncertainty.
یک تکنیک تحلیلی است که سری‌هایی از متغیرهای ورودی در ارتباط با نتایج خروجی مربوطه، به منظور توسعه یک رابطه آماری یا ریاضی، آزمایش می‌شوند.
An analytical technique where a series of input variables are examined in relation to their corresponding output results in order to develop a mathematical or statistical relationship.
فرآیند جمع‌آوری و سازماندهی داده‌ها در خصوص الزامات محصول و تحلیل آنها در قبال جایگزین‌های در دسترس شامل خرید یا ساخت داخلی محصول است.
The process of gathering and organizing data about product requirements and analyzing them against available alternatives including the purchase or internal manufacture of the product.
تکنیک شناسایی زودترین و دیرترین تاریخ‌های شروع و پایان برای بخش‌های تکمیل نشده از فعالیت‌های پروژه است.
A technique to identify early and late start dates, as well as early and late finish dates, for the uncompleted portions of project activities.
تکنیکی تحلیلی که از آن برای تعیین علت اصلی نهفته در یک انحراف یا یک نقص یا یک ریسک استفاده می‌شود. یک علت ریشه ممکن است موجب چندین انحراف یا نقص یا ریسک شود.
An analytical technique used to determine the basic underlying reason that causes a variance or a defect or a risk. A root cause may underlie more than one variance or defect or risk.
برای پروژه‌هایی که یک محصول به عنوان تحویل‌شدنی دارند، ابزاری است برای تعریف محدوده که عموما به معنی پرسش سؤالات درباره محصول و پاسخ‌های شرح استفاده، خصوصیات و دیگر جنبه‌های مرتبط از آنچه ساخته می‌شود، است.
For projects that have a product as a deliverable, it is a tool to define scope that generally means asking questions about a product and forming answers to describe the use, characteristics, and other relevant aspects of what is going to be manufactured.
یک ابزار تحلیل مالی که برای تعیین منافع فراهم شده توسط پروژه در قبال هزینه‌هایش استفاده می‌شود.
A financial analysis tool used to determine the benefits provided by a project against its costs.
یک تکنیک تحلیلی برای تعیین نیازهای اطلاعاتی ذینفعان پروژه از طریق مصاحبه‌ها، کارگاه‌ها، مطالعه درس آموخته‌ها از پروژه‌های پیشین، و غیره است.
An analytical technique to determine the information needs of the project stakeholders through interviews, workshops, study of lessons learned from previous projects, etc.
هرگونه محصول، نتیجه یا قابلیت انجام خدمت منحصر به فرد و قابل ممیزی که باید در راستای تکمیل یک فرایند، فاز یا پروژه، تولید شود.
Any unique and verifiable product, result, or capability to perform a service that is required to be produced to complete a process, phase, or project.
محصولات، نتایج یا قابلیت های تولید شده توسط پروژه و تنفيذ شده توسط حامیان یا مشتری پروژه که معیارهای پذیرش خاص آنها را تأمین می کنند.
Products, results, or capabilities produced by a project and validated by the project customer or sponsors as meeting their specified acceptance criteria.
فرآیند شناسایی و مستندسازی روابط بین فعالیت‌های پروژه است.
The process of identifying and documenting relationships among the project activities.
یک تکنیک بهینه‌سازی منبع که در آن، اصلاحاتی بر زمانبندی پروژه اعمال می‌شود تا تخصیص منابع را بهینه‌سازی کند و این ممکن است بر مسیر بحرانی اثرگذار باشد. Resource Optimization Technique و Resource Smoothing را نیز ببینید.
A resource optimization technique in which adjustments are made to the project schedule to optimize the allocation of resources and which may affect critical path. See also resource optimization technique and resource smoothing.
یک استراتژی پاسخ به ریسک که به موجب آن، تیم پروژه مالکیت یک فرصت را به بخش سومی تخصیص می‌دهد که توانایی بهتری برای تسخیر منافع آن فرصت دارد.
A risk response strategy whereby the project team allocates ownership of an opportunity to a third party who is best able to capture the benefit of that opportunity.
یک استراتژی پاسخ به ریسک که به موجب آن، تیم پروژه مالکیت یک فرصت را به بخش سومی تخصیص می‌دهد که توانایی بهتری برای تسخیر منافع آن فرصت دارد.
A risk response strategy whereby the project team allocates ownership of an opportunity to a third party who is best able to capture the benefit of that opportunity.
تصمیمات اتخاذ شده در مورد خرید خارجی یا ساخت داخلی محصول است.
Decisions made regarding the external purchase or internal manufacture of a product
فرآیند مقایسه مخارج برنامه‌ریزی شده از سرمایه پروژه با حدود تعهد سرمایه‌های پروژه در راستای شناسایی هر گونه انحراف بین حدود سرمایه‌گذاری و مخارج برنامه‌ریزی شده‌است.
The process of comparing the planned expenditure of project funds against any limits on the commitment of funds for the project to identify any variances between the funding limits and the planned expenditures.
فرآیند شناسایی و مستندسازی اقدامات خاص که باید برای تولید تحویل شدنی‌های پروژه، انجام شوند.
The process of identifying and documenting the specific actions to be performed to produce the project deliverables.
فرآیند توسعه یک توصیف تفصیلی از پروژه و محصول است.
The process of developing a detailed description of the project and product.
فرآیند تجمیع هزینه‌های برآوردی فعالیت‌های منفرد یا بسته‌های کاری در راستای تثبیت یک خط مبنای مجاز هزینه است.
The process of aggregating the estimated costs of individual activities or work packages to establish an authorized cost baseline.
یک اصلاح به هر تحویل شدنی کنترل شده رسمی، جزء برنامه مدیریت پروژه یا سند پروژه.
A modification to any formally controlled deliverable, project management plan component, or project document.
رابطه‌ای که در آن، یک فعالیت زمانبندی بیش از یک پیش نیاز دارد.
A relationship in which a schedule activity has more than one predecessor.
تقویمی است که شیفت‌ها و روزهای کاری در دسترس برای فعالیت‌های زمانبندی را شناسایی می‌کند.
A calendar that identifies working days and shifts that are available for scheduled activities.
تقویمی که برای شناسایی شیفت‌ها و روزهای کاری که در آن، هر منبع خاص، در دسترس است.
A calendar that identifies the working days and shifts upon which each specific resource is available.
برنامه‌های کامپیوتری، سیستم‌های ابزارهای خاص و غیره مورد استفاده برای انتقال اطلاعات بین ذی‌نفعان پروژه است.
Specific tools, systems, computer programs, etc., used to transfer information among project stakeholders.
تکنیکی است که طوفان فکری را با فرآیند رأی‌گیری، ارتقا بخشیده تا سودمندترین ایده‌ها را برای اولویت‌بندی یا طوفان فکری بیشتر، رتبه‌بندی نماید.
A technique that enhances brainstorming with a voting process used to rank the most useful ideas for further brainstorming or for prioritization.
ارائه‌های گرافیکی با شیوه‌های دیگر مورد استفاده برای رساندن داده‌ها و اطلاعات است.
Graphic representations or other methods used to convey data and information.
فرآیند بازنگری پیشنهادهای فراهم شده توسط عرضه‌کنندگان در راستای پشتیبانی تصمیمات اعطای قرارداد است.
The process of reviewing proposals provided by suppliers to support contract award decisions
تکنیکی که در آن، تاریخ‌های شروع و پایان فعالیت‌ها به گونه‌ای تنظیم می‌شوند تا تقاضای منابع را با عرضه موجود، متوازن سازد. Resource Leveling و Resource Smoothing را نیز ببینید.
A technique in which activity start and finish dates are adjusted to balance demand for resources with the available supply. See also resource leveling and resource smoothing.
تکنیک‌های مورد استفاده برای سازماندهی و ارزیابی داده‌ها و اطلاعات است.
Techniques used to organize, assess, and evaluate data and information.
تکنیک‌های متوع مورد استفاده برای ارزیابی، تحلیل یا پیش‌بینی نتایج بالقوه بر مبنای متغیرهای محتمل پروژه یا متغیرهای محیطی و روابط آن‌ها با دیگر متغیرها است.
Various techniques used to evaluate, analyze, or forecast potential outcomes based on possible variations of project or environmental variables and their relationships with other variables.
تکنیک‌های مورد استفاده در انتخاب مسیر اقدام از جایگزین‌های مختلف است.
Techniques used to select a course of action from different alternatives.
تکنیک¬های مورد استفاده برای جمع‌آوری داده‌ها و اطلاعات از منابع مختلف است.
Techniques used to collect data and information from a variety of sources.
رویکردهای ارائه اطلاعات با لینک‌های منطقی در راستای کمک به فهم است.
Approaches to presenting information with logical linkages that aid in understanding.
تعداد واحدهای کاری مورد نیاز جهت تکمیل یک فعالیت زمانبندی یا یک جزء از ساختار شکست کار است. اغلب برحسب ساعت، روز یا هفته بیان می¬شود. مخالف duration است.
The number of labor units required to complete a schedule activity or work breakdown structure component, often expressed in hours, days, or weeks. Contrast with duration
فعالیتی که می‌تواند برنامه‌ریزی و سنجیده شود و به یک خروجی خاص منجر گردد. (توجه: تلاش گسسته، یکی از سه نوع فعالیت مدیریت ارزش حاصله است که در سنجش عملکرد کاری استفاده می‌شود.)
An activity that can be planned and measured and that yields a specific output. [Note: Discrete effort is one of three earned value management (EVM) types of activities used to measure work performance.]
هرگونه سند یا ارتباطی که اهداف اولیه پروژه را تعریف می‌کند. این می‌تواند به شکلی از یک قرارداد، تفاهم‌نامه، توافق‌نامه، توافقات شفاهی، ایمیل و غیره باشد.
Any document or communication that defines the initial intentions of a project. This can take the form of a contract, memorandum of understanding (MOU), letters of agreement, verbal agreements, email, etc.
فرآیند تعریف، آماده‌سازی، و هماهنگ ساختن تمامی اجزای برنامه و ادغام آنها در یک برنامه مدیریت پروژه یکپارچه است.
The process of defining, preparing, and coordinating all plan components and consolidating them into an integrated project management plan.
فرآیند بهبود شایستگی‌ها، تعامل اعضای تیم، و محیط کلی تیم در راستای ارتقای عملکرد پروژه است.
The process of improving competences, team member interaction, and overall team environment to enhance project performance.
فرآیند تحلیل توالی فعالیت‌ها، مدت زمان‌ها، الزامات منابع و محدودیت‌های زمانبندی در راستای ایجاد مدل زمانبندی پروژه برای اجرا، نظارت و کنترل پروژه است.
The process of analyzing activity sequences, durations, resource requirements, and schedule constraints to create the project schedule model for project execution and monitoring and controlling.
فرآیند توسعه سندی که به طور رسمی مجوز موجودیت یک پروژه را صادر می کند و به مدیر پروژه اجازه می‌دهد منابع سازمانی را در فعالیت‌های پروژه بکار گیرد.
The process of developing a document that formally authorizes the existence of a project and provides the project manager with the authority to apply organizational resources to project activities.
توصیف روایی مستند از محدوده محصول است.
The documented narrative description of the product scope.
مجموعه‌ای از افراد که مدیر پروژه را در اجرای کار پروژه در راستای دستیابی به اهدافش پشتیبانی می‌کنند. Project Management Team را ببینید.
A set of individuals who support the project manager in performing the work of the project to achieve its objectives. See also Project Management Team.
اعضای تیم پروژه که به صورت مستقیم در فعالیت‌های مدیریت پروژه، دخیل می‌باشند. Project Team را ببینید.
The members of the project team who are directly involved in project management activities. See also Project Team.
شکلی از تیم که در آن، تیم با یک عدم کنترل مرکزی، کار می‌کند.
A team formation where the team functions with an absence of centralized control.
سندی از پروژه که برای ثبت دانش بدست آمده طی انجام پروژه استفاده می‌شود تا بتوان آن را در پروژه کنونی استفاده کرد و در مخزن درس آموخته‌ها وارد نمود.
A project document used to record knowledge gained during a project so that it can be used in the current project and entered into the lessons learned repository.
مخزنی که در آن خروجی‌های فرآیندهای مدیریت ریسک، ثبت می‌شوند.
A repository in which outputs of risk management processes are recorded.
فرآیند تکراری از افزایش سطح جزئیات در برنامه مدیریت پروژه است همزمان با آن که مقادیر بیشتری از اطلاعات و برآوردهای درست‌تر در دسترس قرار می‌گیرند.
The iterative process of increasing the level of detail in a project management plan as greater amounts of information and more accurate estimates become available.
فرآیند تعیین، مستندسازی و مدیریت نیازها و الزامات ذینفعان در راستای تأمین اهداف پروژه است.
The process of determining, documenting, and managing stakeholder needs and requirements to meet project objectives.
تصمیمات اتخاذ شده توسط بزرگ‌ترین اتحاد در گروه، حتی اگر اکثریت حاصل نشده باشد.
Decisions made by the largest block in a group, even if a majority is not achieved.
یک چرخه حیات تطبیقی پروژه که در آن تحویل شدنی2ها از طریق یک سلسله تکرارها تولید می‌شوند و به طور پیوسته کارکردها را در یک چارچوب زمانی از پیش تعیین شده اضافه می‌نمایند. تحویل شدنی‌ها شامل این قابلیت لازم و ضروری هستند که تنها پس از تکرار نهایی، تکمیل شده فرض شوند.
An adaptive project life cycle in which the deliverable is produced through a series of iterations that successively add functionality within a predetermined time frame. The deliverable contains the necessary and sufficient capability to be considered complete only after the final iteration.
دنباله‌هایی از فازها که پروژه از آغاز تا تکمیلش، از آنها عبور می‌کند.
The series of phases that a project passes through from its start to its completion.
شکلی از چرخه حیات پروژه که در آن، محدوده، زمان و هزینه پروژه در فازهای اولیه چرخه حیات تعیین می‌شوند.
A form of project life cycle in which the project scope, time, and cost are determined in the early phases of the life cycle.
یک چرخه حیات پروژه که تکراری یا افزایشی است.
A project life cycle that is iterative or incremental.
یک چرخه حیات پروژه که محدوده پروژه عموما در اوایل چرخه حیات پروژه تعیین می‌شود اما برآوردهای زمان و هزینه به صورت معمول با افزایش درک تیم پروژه از محصول، اصلاح می¬گردند. تکرارها، محصول را از طریق سری¬هایی از چرخه‌های تکراری، توسعه می‌دهند در حالی که افزایش‌ها به طور پیوسته به کارکردهای محصول می‌افزایند.
A project life cycle where the project scope is generally determined early in the project life cycle, but time and cost estimates are routinely modified as the project team’s understanding of the product increases. Iterations develop the product through a series of repeated cycles, while increments successively add to the functionality of the product
دنباله‌ای از فازها است که تکامل محصول را از مفهوم تا تحویل، رشد، بلوغ و بازیابی بیان می‌کند.
The series of phases that represent the evolution of a product, from concept through delivery, growth, maturity, and to retirement.
یک ابزار ساختارمند جهت ممیزی مجموعه‌ای از گام‌های لازم برای انجام است.
A structured tool used to verify that a set of required steps has been performed.
چارچوب، کارکردها و فرآیندهایی که فعالیت‌های مدیریت پروژه را به منظور ایجاد یک محصول، خدمت یا نتیجه منحصر به فرد هدایت می‌کنند تا اهداف سازمانی، استراتژیک و عملیاتی، تأمین شوند.
The framework, functions, and processes that guide project management activities in order to create a unique product, service, or result to meet organizational, strategic, and operational goals.
حوزه‌ای حاوی سه انحراف استاندارد در هر سوی خط مرکزی یا میانگین، از یک توزیع نرمال از داده‌های ترسیم شده در نمودار کنترل است که انعکاس دهنده بی‌ثباتی مورد انتظار داده‌ها می‌باشد. همچنین به specification limits مراجعه فرمایید.
The area composed of three standard deviations on either side of the centerline or mean of a normal distribution of data plotted on a control chart, which reflects the expected variation in the data. See also specification limits.
یک تکنیک روش مسیر بحرانی برای محاسبه دیرترین تاریخ‌های پایان و دیرترین تاریخ‌های شروع از طریق انجام حرکت بازگشتی در یک مدل زمانبندی از تاریخ پایان پروژه است.
A critical path method technique for calculating the late start and late finish dates by working backward through the schedule model from the project end date.
یک تکنیک روش مسیر بحرانی برای محاسبه زودترین تاریخ شروع و زودترین تاریخ پایان با کار رو به جلو در مدل زمانبندی از تاریخ شروع پروژه یا نقطه زمانی مشخص است.
A critical path method technique for calculating the early start and early finish dates by working forward through the schedule model from the project start date or a given point in time.
یک نقطه کنترلی مدیریت که در آن، محدوده، بودجه، هزینه واقعی و زمانبندی، یکپارچه شده و با ارزش حاصله برای سنجش عملکرد، مقایسه می‌شوند.
A management control point where scope, budget, actual cost, and schedule are integrated and compared to earned value for performance measurement.
بازنگری قراردادها و فرآیندهای قراردادی به جهت تکمیل بودن، درستی و اثربخشی است.
The review of contracts and contracting processes for completeness, accuracy, and effectiveness.
نوعی از حسابرسی که برای در نظر گرفتن اثربخشی فرآیند مدیریت ریسک، استفاده می‌شود.
A type of audit used to consider the effectiveness of the risk management process.
یک حسابرسی کیفیت، یک فرآیند مستقل و ساختاریافته است تا تعیین کند آیا فعالیت‌های پروژه با رویه‌ها، فرآیندها و سیاست‌های پروژه و سازمان تطابق دارند.
A quality audit is a structured, independent process to determine if project activities comply with organizational and project policies, processes, and procedures.
حوزه شناخته شده‌ای از مدیریت پروژه که توسط الزامات دانش آن، تعریف شده و با فرآیندهای اجزای آن، راهکارها، ورودی‌ها، خروجی‌ها، ابزارها و تکنیک‌های آن توصیف می‌شود.
An identified area of project management defined by its knowledge requirements and described in terms of its component processes, practices, inputs, outputs, tools, and techniques.
فرآیند نهایی کردن تمامی فعالیت‌های پروژه، فاز یا قرارداد است.
The process of finalizing all activities for the project, phase, or contract.
یک محصول، نتیجه یا خدمت که از یک فرآیند پدید می‌آید. ممکن است ورودی فرآیند بعدی باشد.
A product, result, or service generated by a process. May be an input to a successor process.
ویرایش تصویب شده از یک محصول کاری است که فقط از طریق رویه‌های کنترل تغییر رسمی قابل تغییر بوده و به عنوان مبنای مقایسه با نتایج واقعی، استفاده می‌شود.
The approved version of a work product that can be changed only through formal change control procedures and is used as a basis for comparison to actual results.
نسخه‌ای مصوب از مدل زمانبندی است که فقط از طریق رویه‌های رسمی کنترل تغییر می‌تواند تغییر یابد و مبنایی برای مقایسه نتایج واقعی است
The approved version of a schedule model that can be changed using formal change control procedures and is used as the basis for comparison to actual results.
خط مبناهای هزینه، زمانبندی و محدوده یکپارچه برای مقایسه به منظور مدیریت، سنجش، و کنترل اجرای پروژه است.
Integrated scope, schedule, and cost baselines used for comparison to manage, measure, and control project execution.
نسخه تصویب شده از بیانیه محدوده، ساختار شکست کار و فرهنگ WBS مربوطه است که فقط از طریق رویه‌های رسمی کنترل تغییر، قابل تغییر می‌باشد و به عنوان مبنایی برای مقایسه با نتایج واقعی استفاده می‌شود.
The approved version of a scope statement, work breakdown structure (WBS), and its associated WBS dictionary, that can be changed using formal change control procedures and is used as a basis for comparison to actual results.
ویرایش مصوب از بودجه فاز زمانی پروژه بدون هیچ گونه اندوخته‌های مدیریتی که می‌‍تواند فقط از طریق رویه‌های کنترل تغییر رسمی، تغییر یابد و به عنوان مبنایی برای مقایسه با نتایج واقعی استفاده می‌شود.
The approved version of the time-phased project budget, excluding any management reserves, which can be changed only through formal change control procedures and is used as a basis for comparison to actual results.
سنجش‌ها یا مشاهدات خام مجزا، سازمان‌دهی نشده و پردازش نشده‌است.
Discrete, unorganized, unprocessed measurements or raw observations.
مجموعه‌ای از اطلاعات برای تشریح و کنترل زمانبندی است.
The collection of information for describing and controlling the schedule.
برنامه‌ها، فرآیندها، سیاست‌ها، رویه‌ها و مبانی دانش که مختص سازمان اجرایی و استفاده آن است.
Plans, processes, policies, procedures, and knowledge bases that are specific to and used by the performing organization.
ترکیبی از تجربه، ارزش‌ها و باورها، اطلاعات متنی، شهود و بینش که مردم برای شناخت تجربیات و اطلاعات جدید استفاده می‌کنند.
A mixture of experience, values and beliefs, contextual information, intuition, and insight that people use to make sense of new experiences and information.
دانشی که می‌تواند با استفاده از علائمی چون کلمات، اعداد و تصاویر تدوین شود.
Knowledge that can be codified using symbols such as words, numbers, and pictures
نوعی از اسناد تدارکات که در آن خریدار از فروشندگان بالقوه موارد متنوعی از اطلاعات را در رابطه با یک محصول یا خدمت یا توانایی فروشنده درخواست می‌کند.
A type of procurement document whereby the buyer requests a potential seller to provide various pieces of information related to a product or service or seller capability.
نوعی از اسناد تدارکات که برای درخواست پیش فاکتور از فروشندگان آتی در رابطه با محصولات یا خدمات رایج یا استاندارد استفاده می‌گردد. گاهی اوقات به جای درخواست پیشنهاد استفاده می‌شود و در برخی حوزه‌های کاربردی معانی دقیق‌تر یا خاص‌تری دارد.
A type of procurement document used to request price quotations from prospective sellers of common or standard products or services. Sometimes used in place of request for proposal and, in some application areas, it may have a narrower or more specific meaning.
نوعی از اسناد تدارکات که برای درخواست پیشنهادها از فروشندگان آتی در رابطه با محصولات یا خدمات است. در برخی حوزه‌های کاربردی ممکن است معنی باریک‌تر یا خاص‌تری داشته باشد.
A type of procurement document used to request proposals from prospective sellers of products or services. In some application areas, it may have a narrower or more specific meaning.
یک پیشنهاد رسمی برای اصلاح یک سند، تحویل شدنی یا خط مبنا است.
A formal proposal to modify a document, deliverable, or baseline.
دانش به دست آمده در طی یک پروژه است که نشان می‌دهد وقایع پروژه چگونه مدنظر قرار گرفته‌اند یا باید در آینده با هدف بهبود عملکرد آتی، مد نظر قرار بگیرند.
The knowledge gained during a project which shows how project events were addressed or should be addressed in the future for the purpose of improving future performance.
در سیستم مدیریت کیفیت، درستی، ارزیابی درست بودن است.
Within the quality management system, accuracy is an assessment of correctness
برآوردی که به صورت درصد از مقدار کار تکمیل شده برای یک فعالیت یا یک جزء از ساختار شکست کار بیان می‌شود.
An estimate expressed as a percent of the amount of work that has been completed on an activity or a work breakdown structure component.
یک بازنگری در انتهای فاز که در آن تصمیم‌گیری می‌شود به ادامه به فاز بعدی، ادامه با اصلاحات، یا پایان پروژه یا طرح.
A review at the end of a phase in which a decision is made to continue to the next phase, to continue with modification, or to end a project or program
گروهی از دلایل بالقوه ریسک است.
A group of potential causes of risk.
عموما این عبارت معادل با درخواست پیشنهاد بکار می¬رود. اگرچه در برخی از حوزه‌های کاربرد، دارای معانی دقیق‌تر یا خاص‌تری می‌باشد.
Generally, this term is equivalent to request for proposal. However, in some application areas, it may have a narrower or more specific meaning
یک ساختار مدیریتی که فرآیندهای حاکمیتی مربوط به پروژه را استاندارد می‌سازد و به اشتراک‌گذاری منابع، روش شناسی‌ها، ابزارها و تکنیک‌ها را تسهیل می‌نماید.
A management structure that standardizes the project-related governance processes and facilitates the sharing of resources, methodologies, tools, and techniques.
اقدامی که یک جزء معیوب یا نامنطبق را با الزامات یا مشخصات، منطبق می‌سازد.
Action taken to bring a defective or nonconforming component into compliance with requirements or specifications.
در روش مسیر بحرانی، دیرترین نقطه زمانی ممکن است که بخش‌های تکمیل نشده یک فعالیت زمانبندی می‌توانند برمبنای منطق شبکه زمانبندی، تاریخ تکمیل پروژه و محدودیت‌های زمانبندی، به پایان برسند.
In the critical path method, the latest possible point in time when the uncompleted portions of a schedule activity can finish based on the schedule network logic, the project completion date, and any schedule constraints.
در روش مسیر بحرانی، دیرترین نقطه زمانی ممکن است که بخش‌های تکمیل نشده یک فعالیت زمانبندی می‌توانند برمبنای منطق شبکه زمانبندی، تاریخ تکمیل پروژه و محدودیت‌های زمانبندی، شروع شوند.
In the critical path method, the latest possible point in time when the uncompleted portions of a schedule activity can start based on the schedule network logic, the project completion date, and any schedule constraints.
یک وابستگی منطقی که در روش نمودارسازی پیش نیازی استفاده می‌شود.
A logical dependency used in the precedence diagramming method.
وابستگی میان دو فعالیت، یا بین یک فعالیت و یک مایلستون است.
A dependency between two activities, or between an activity and a milestone
نوع خاصی از حرفه یا فعالیت مدیریتی که در اجرای یک فرآیند مشارکت داشته و ممکن است از یک یا چند ابزار و تکنیک استفاده کند.
A specific type of professional or management activity that contributes to the execution of a process and that may employ one or more techniques and tools.
لیست مستندی از اعضای تیم پروژه، اطلاعات ارتباطاتی و نقش‌های پروژه‌ای آنان است.
A documented list of project team members, their project roles, and communication information.
طبقه یا درجه‌ای می‌باشد که به منظور ایجاد تمایز میان اقلامی با حوزه کارکرد یکسان و الزامات کیفی نامتشابه، مورد استفاده قرار می‌گیرد.
A category or rank used to distinguish items that have the same functional use but do not share the same requirements for quality
فعالیتی عمدی برای اصلاح یک محصول یا جزئی از محصول نامنطبق است.
An intentional activity to modify a nonconforming product or product component.
سیستمی از راهکارها، تکنیک‌ها، رویه‌ها و قواعد مورد استفاده توسط اشخاصی که طبق اصولی منظم کار می‌کنند.
A system of practices, techniques, procedures, and rules used by those who work in a discipline.
شیوه مورد استفاده برای برآورد حداقل زمان پروژه و تعیین مقدار انعطاف‌پذیری زمان‌بندی در مسیرهای منطقی شبکه درون مدل زمان‌بندی است.
A method used to estimate the minimum project duration and determine the amount of schedule flexibility on the logical network paths within the schedule model.
یک تکنیک استفاده شده برای ساخت مدل زمانبندی است که در آن، فعالیت‌ها توسط گره‌ها مشخص می‌شوند و به صورت گرافیکی توسط یک یا چند رابطه منطقی جهت نمایش توالی انجام فعالیت‌ها به یکدیگر ارتباط می‌یابند.
A technique used for constructing a schedule model in which activities are represented by nodes and are graphically linked by one or more logical relationships to show the sequence in which the activities are to be performed.
روش مورد استفاده برای ایجاد و تکامل محصول، خدمت یا نتیجه در طی چرخه حیات پروژه، مانند پیش‌بینانه، تکراری، افزایشی، چابک یا ترکیبی است.
The method used to create and evolve the product, service, or result during the project life cycle, such as predictive, iterative, incremental, agile, or a hybrid method.
یک روش تثبیت شده از انجام نتیجه با عملکرد استوار، یک رویه معمولا با توالی گام‌هایی شرح داده می‌شود که برای اجرای یک فرآیند استفاده می‌گردند.
An established method of accomplishing a consistent performance or result, a procedure typically can be described as the sequence of steps that will be used to execute a process.
وضعیت یا رخدادی نامطمئن که در صورت بروز، اثری مثبت یا منفی بر یک یا چند هدف پروژه دارد.
An uncertain event or condition that, if it occurs, has a positive or negative effect on one or more project objectives.
ریسکی که پس از پیاده‌سازی پاسخ‌های ریسک، هنوز باقی مانده است.
The risk that remains after risk responses have been implemented.
ریسکی است که از نتیجه مستقیم پیاده‌سازی یک پاسخ به ریسک بوجود می‌آید.
A risk that arises as a direct result of implementing a risk response.
اثر عدم‌قطعیت بر پروژه به عنوان یک کل، که از تمام منابع عدم‌قطعیت شامل ریسک‌های منفرد، پدید می‌آید و به ذی‌نفعان ارائه می‌شود تا پیامدهای تغییرات در نتیجه پروژه را، هم مثبت و هم منفی، بیان نماید.
The effect of uncertainty on the project as a whole, arising from all sources of uncertainty including individual risks, representing the exposure of stakeholders to the implications of variations in project outcome, both positive and negative
project schedule و schedule model را ببینید.
See project schedule and schedule model
project schedule و schedule model را ببینید.
See project schedule and schedule model
خروجی یک مدل زمانبندی است که فعالیت‌های مرتبط را با تاریخ‌های برنامه‌ریزی شده، مدت زمان‌ها، مایلستون‌ها و منابع ارائه می‌کند.
An output of a schedule model that presents linked activities with planned dates, durations, milestones, and resources.
نوعی از زمانبندی که مایلستون‌ها را با تاریخ‌های برنامه‌ریزی شده ارائه می‌کند. همچنین به master schedule مراجعه نمایید.
A type of schedule that presents milestones with planned dates. See also master schedule.
سطحی از زمانبندی پروژه که به صورت خلاصه است و مشخص کننده تحویل‌شدنی‌های اصلی و اجزای ساختار شکست کار و مایلستون‌های و کلیدی زمانبندی می‌باشد. همچنین به Milestone Schedule مراجعه نمایید.
A summary-level project schedule that identifies the major deliverables and work breakdown structure components and key schedule milestones. See also milestone schedule.
در روش مسیر بحرانی عبارت است از زودترین نقطه زمانی ممکن برای به پایان رسیدن بخش¬های تکمیل نشده از یک فعالیت زمانبندی برمبنای منطق شبکه زمانبندی، تاریخ بررسی وضعیت و محدودیت¬های زمانبندی.
In the critical path method, the earliest possible point in time when the uncompleted portions of a schedule activity can finish based on the schedule network logic, the data date, and any schedule constraints.
در روش مسیر بحرانی عبارت است از زودترین نقطه زمانی ممکن برای شروع بخش¬های تکمیل نشده از یک فعالیت زمانبندی برمبنای منطق شبکه زمانبندی، تاریخ بررسی وضعیت و محدودیت¬های زمانبندی.
In the critical path method, the earliest possible point in time when the uncompleted portions of a schedule activity can start based on the schedule network logic, the data date, and any schedule constraints
سندی که برای ثبت و تشریح یا توصیف اقلام انتخاب شده که در جریان اجرای یک فرآیند یا فعالیت، موردشناسایی قرار می‌گیرند استفاده می-شود. استفاده از این سند معمولا با یک معرف مانند مسائل، تغییرات، یا فرضیات همراه است
A document used to record and describe or denote selected items identified during execution of a process or activity. Usually used with a modifier, such as issue, change, issue, or assumption.
یک لیست جامع از تغییرات ارسال شده و وضعیت کنونی آن‌ها در طی پروژه است.
A comprehensive list of changes submitted during the project and their current status.
یکی از اسناد پروژه که برای ثبت تمامی فرضیات و محدودیت‌ها در سراسر چرخه حیات پروژه استفاده می‌شود.
A project document used to record all assumptions and constraints throughout the project life cycle.
یک سند پروژه که اطلاعات مربوط به مسائل را ثبت و نظارت می‌کند.
A project document where information about issues is recorded and monitored
یک نمایش سلسله مراتبی از منابع بالقوه ریسک‌ها است.
A hierarchical representation of potential sources of risks.
نوعی نمایش سلسله مراتبی از سازمان پروژه به نحوی که روابط بین فعالیت‌های پروژه و واحدهای سازمانی انجام دهنده آنها را شرح می‌دهد.
A hierarchical representation of the project organization, which illustrates the relationship between project activities and the organizational units that will perform those activities.
نمایش سلسله مراتبی از طبقه‌بندی و نوع منابع است.
A hierarchical representation of resources by category and type.
هر ساختار سازمانی که در آن، مدیر پروژه مسئولیت را با مدیران وظیفه‌ای از نظر تخصیص اولویت‌ها و هدایت کار اشخاص درگیر در پروژه تقسیم می‌نماید.
Any organizational structure in which the project manager shares responsibility with the functional managers for assigning priorities and for directing the work of persons assigned to the project.
یک ساختار سازمانی که در آن کارمندان به حوزه‌های تخصصی گروه‌بندی می‌شوند و مدیر پروژه اختیارات محدودی برای تخصیص کار و بکارگیری منابع دارد.
An organizational structure in which staff is grouped by areas of specialization and the project manager has limited authority to assign work and apply resources.
فعالیتی که محصولات پایانی مشخص را تولید نمی‌کند و با گذشت زمان سنجیده می‌شود.
An activity that does not produce definitive end products and is measured by the passage of time
نتایج مستند از فعالیت‌های کنترل کیفیت است.
The documented results of control quality activities.
بیانگر سود است به صورت بخشی از جبران برای فروشنده.
Represents profit as a component of compensation to a seller
مجموعه‌ای از مشوق‌های مالی در ارتباط با هزینه، زمانبندی یا عملکرد فنی فروشنده است.
A set of financial incentives related to cost, schedule, or technical performance of the seller
یک الگوی ساختاریافته از اقدامات اقتباسی توسط یک سازمان به صورتی که سیاست سازمان را بتوان با مجموعه‌ای از اصول اساسی حاکم بر هدایت سازمان تشریح کرد.
A structured pattern of actions adopted by an organization such that the organization’s policy can be explained as a set of basic principles that govern the organization’s conduct.
سیاستی خاص برای حوزه دانش مدیریت کیفیت پروژه که به تثبیت اصول اساسی حاکم بر اقدامات سازمان هنگام پیاده‌سازی سیستم مدیریت کیفیتش می‌پردازد.
A policy specific to the Project Quality Management Knowledge Area, it establishes the basic principles that should govern the organization’s actions as it implements its system for quality management.
یک سیستم اطلاعات است که از ابزارها و تکنیک‌ها جهت جمع‌آوری، یکپارچه سازی و انتشار خروجی‌های فرآیندهای مدیریت پروژه استفاده می‌کند.
An information system consisting of the tools and techniques used to gather, integrate, and disseminate the outputs of project management processes.
مجموعه‌ای از رویه‌ها که نحوه مدیریت و کنترل اصلاحات در مستندات و تحویل شدنی‌های پروژه را شرح می‌دهد.
A set of procedures that describes how modifications to the project deliverables and documentation are managed and controlled.
سیستمی که استفاده می‌شود تا تغییرات در قرارداد را جمع‌آوری، ردگیری، قضاوت و اطلاع‌رسانی کند.
The system used to collect, track, adjudicate, and communicate changes to a contract.
اجتماع فرآیندها، ابزارهای تکنیک‌ها، روش شناسی‌ها، منابع و رویه‌های مدیریت یک پروژه است.
The aggregation of the processes, tools, techniques, methodologies, resources, and procedures to manage a project.
مجموعه‌ای از رویه‌های مورد استفاده برای ردگیری مصنوعات پروژه و نظارت و کنترل تغییرات در این مصنوعات است.
A collection of procedures used to track project artifacts and monitor and control changes to these artifacts.
چارچوب سازمانی که ساختار آن، سیاست‌ها، فرآیندها، رویه‌ها و منابع لازم برای پیاده‌سازی برنامه مدیریت کیفیت را فراهم می‌سازد. برنامه معمول مدیریت کیفیت پروژه باید با سیستم مدیریت کیفیت سازمان مطابق باشد.
The organizational framework whose structure provides the policies, processes, procedures, and resources required to implement the quality management plan. The typical project quality management plan should be compatible to the organization’s quality management system
تسهیلات، فرآیندها و رویه‌های مورد استفاده برای جمع‌آوری، ذخیره‌سازی و توزیع اطلاعات بین تولید کنندگان و مشتریان اطلاعات به فرمت فیزیکی یا الکترونیکی است.
Facilities, processes, and procedures used to collect, store, and distribute information between producers and consumers of information in physical or electronic format.
سنجشی از کارایی زمانبندی است و به صورت نسبت ارزش حاصله به ارزش برنامه‌ریزی شده بیان می‌شود.
A measure of schedule efficiency expressed as the ratio of earned value to planned value.
سنجش کارایی هزینه از منابع بودجه‌بندی شده است که به صورت نسبت ارزش حاصله به هزینه واقعی بیان می‌شود.
A measure of the cost efficiency of budgeted resources expressed as the ratio of earned value to actual cost.
project schedule network diagram را ببینید.
See project schedule network diagram
تثبیت پیوندها و روابط با دیگر افراد از همان یا دیگر سازمان‌ها است.
Establishing connections and relationships with other people from the same or other organizations.
یک تکنیک تحلیلی که یک مدل کامپیوتری، با مقادیر ورودی رندوم برای هر تکرار، شامل توزیع‌های احتمال و شاخه‌های احتمالاتی، برای بارها تکرار می‌شود. خروجی‌ها برای ارائه طیفی از نتایج ممکن برای پروژه، تولید می‌شوند.
An analysis technique where a computer model is iterated many times, with the input values chosen at random for each iteration driven by the input data, including probability distributions and probabilistic branches. Outputs are generated to represent the range of possible outcomes for the project.
فرآیند شناسایی مرتب ذی‌نفعان پروژه و تحلیل و مستندسازی اطلاعات مربوطه در خصوص علایق آنها، تعامل آنها، وابستگی‌های متقابل، نفوذ و اثر بالقوه آنها بر موفقیت پروژه است.
The process of identifying project stakeholders regularly and analyzing and documenting relevant information regarding their interests, involvement, interdependencies, influence, and potential impact on project success.
فرآیند شناسایی ریسک‌های منفرد به همراه منابع ریسک کلی و مستندسازی خصوصیات آنها است.
The process of identifying individual risks as well as sources of overall risk and documenting their characteristics.
به آن فرجه نیز گفته می‌شود. به total float و free float مراجعه فرمایید.
Also called slack. See total float and free float
مقدار زمانی که یک فعالیت زمانبندی می‌تواند به تعویق افتد بدون آن که زودترین تاریخ شروع هیچ یک از پس نیازها به تأخیر بیفتد یا یک محدودیت زمانبندی نقض شود
The amount of time that a schedule activity can be delayed without delaying the early start date of any successor or violating a schedule constraint.
یک فرآیند، تکنیک با رویه سیستماتیک مورد استفاده در انتقال اطلاعات بین ذی‌نفعان پروژه است.
A systematic procedure, technique, or process used to transfer information among project stakeholders.
سازماندهی از طریق منابع ریسک (برای مثال با استفاده از RBS)، حوزه‌ای از پروژه که تحت تأثیر قرار می‌گیرد (برای مثال با استفاده از WBS)، یا دیگر طبقه‌بندی‌های مفید (مانند فازهای پروژه) برای تعیین حوزه‌هایی از پروژه که بیشتر در معرض اثرات عدم قطعیت هستند.
Organization by sources of risk (e.g., using the RBS), the area of the project affected (e.g., using the WBS), or other useful category (e.g., project phase) to determine the areas of the project most exposed to the effects of uncertainty.
فعالیت‌های طرح، زیر طرح‌ها و پروژه‌های مرتبط که به طریقی هماهنگ، مدیریت می‌شوند تا منافعی که از مدیریت منفرد آنها نمی‌توان دست یافت، حاصل شوند.
Related projects, subsidiary programs, and program activities that are managed in a coordinated manner to obtain benefits not available from managing them individually.
شرایطی که تحت کنترل بلافاصله تیم نیستند و بر پروژه، طرح یا پورتفولیو، اثرگذارند، محدود می¬سازند یا جهت¬دهی می¬کنند.
Conditions, not under the immediate control of the team, that influence, constrain, or direct the project, program, or portfolio.
نوعی ایراد یا نقص در یک جزء از پروژه به گونه‌ای که آن جزء قادر به تأمین الزامات یا مشخصاتش نشود و به تعمیر یا تعویض نیاز داشته باشد.
An imperfection or deficiency in a project component where that component does not meet its requirements or specifications and needs to be either repaired or replaced.
مجموعه‌ای از فعالیت‌های منطقأ مرتبط پروژه که معمولا به تکمیل یک یا چند تحویل شدنی منتهی می‌شوند.
A collection of logically related project activities that culminates in the completion of one or more deliverables.
سری‌هایی سیستماتیک از فعالیت‌ها، هدایت شده به سمت ایجاد یک نتیجه پایانی که بر یک یا چند ورودی اجرا می‌شوند تا یک یا چند خروجی ایجاد گردند.
A systematic series of activities directed towards causing an end result such that one or more inputs will be acted upon to create one or more outputs.
ریسکی که بر یک یا چند هدف پروژه تأثیر مثبت خواهد گذاشت.
A risk that would have a positive effect on one or more project objectives
عاملی که در فرآیند برنامه‌ریزی، بدون هیچ اثبات یا توضیحی، درست، واقعی یا قطعی در نظر گرفته می‌شود.
A factor in the planning process that is considered to be true, real, or certain, without proof or demonstration.
یک فراهم کننده یا عرضه کننده محصولات، خدمات با نتایج برای یک سازمان است.
A provider or supplier of products, services, or results to an organization.
تکنیک مورد استفاده برای کوتاه کردن مدت زمانبندی با کمترین افزایش هزینه ناشی از افزودن منابع است.
A technique used to shorten the schedule duration for the least incremental cost by adding resources.
تکنیک مورد استفاده برای کوتاه کردن مدت زمانبندی بدون کاهش محدوده پروژه است.
A technique used to shorten the schedule duration without reducing the project scope.
جزئی مجزا و زمانبندی شده از کار که در طول دوره‌ای از پروژه اجرا می¬شود.
A distinct, scheduled portion of work performed during the course of a project.
Precedence diagramming method PDMرا ببینید.
See precedence diagramming method (PDM).
فعالیتی که منطق قبل از فعالیت وابسته در زمانبندی می‌آید.
An activity that logically comes before a dependent activity in a schedule.
فعالیت‌های در مسیر بحرانی در یک زمان‌بندی پروژه است.
Any activity on the critical path in a project schedule.
یک قرارداد، توافق منعقد شده متقابلی می‌باشد که فروشنده را به فراهم‌سازی محصول، خدمت یا نتیجه مشخص و خریدار را به پرداخت در مقابل آن، ملزم می‌نماید.
A contract is a mutually binding agreement that obligates the seller to provide the specified product or service or result and obligates the buyer to pay for it.
نوعی از قرارداد می‌باشد که در آن خریدار، مقدار مشخصی (که در قرارداد تعریف می‌گردد) به فروشنده پرداخته و فروشنده می‌تواند در صورت تأمین معیارهای عملکردی تعریف شده، دستمزدی اضافه دریافت نماید.
A type of contract where the buyer pays the seller a set amount (as defined by the contract), and the seller can earn an additional amount if the seller meets defined performance criteria.
نوعی از قرارداد با قیمت ثابت است که در آن، خریدار بدون توجه به هزینه‌های فروشنده، مقدار مشخصی را (که در قرارداد تعریف می‌گردد) به وی می‌پردازد.
A type of fixed price contract where the buyer pays the seller a set amount (as defined by the contract), regardless of the seller’s costs.
توافقی که حق الزحمه‌ای را برای محدوده مشخصی از کار، صرف نظر از هزینه یا تلاش لازم برای تحویل آن، جهت پرداخت تثبیت می‌کند.
An agreement that sets the fee that will be paid for a defined scope of work regardless of the cost or effort to deliver it.
نوعی از قرارداد است که با پرداخت به فروشنده برای تمام هزینه‌های واقعی قانونی برای کار تکمیل شده بعلاوه پاداشی که بیانگر سود فروشنده است، در ارتباط می‌باشد.
A category of contract that involves payments to the seller for all legitimate actual costs incurred for completed work, plus an award fee representing seller profit.
نوعی از قرارداد بازپرداختی می‌باشد که در آن، خریدار هزینه‌های مجاز فروشنده را (که در قرارداد تعریف گردیده‌اند) بعلاوه مقدار ثابتی سود به او می‌پردازد.
A type of cost-reimbursable contract where the buyer reimburses the seller for the seller’s allowable costs (allowable costs are defined by the contract) plus a fixed amount of profit (fee).
نوعی قرارداد بازپرداختی است که در آن، خریدار هزینه‌های مجاز فروشنده را (که در قرارداد تعریف شده اند) پرداخت نموده و فروشنده در صورت تأمین معیارهای عملکردی تعریف شده، سود مورد نظر خود را تحصیل می‌نماید.
A type of cost-reimbursable contract where the buyer reimburses the seller for the seller’s allowable costs (allowable costs are defined by the contract), and the seller earns its profit if it meets defined performance criteria.
نوعی از قرارداد شامل پرداخت به فروشنده برای هزینه‌های واقعی وی، بعلاوه دستمزدی که معمولا بیانگر سود فروشنده است.
A type of contract involving payment to the seller for the seller’s actual costs, plus a fee typically representing the seller’s profit.
قضاوت فراهم آمده بر پایه تخصص در یک حوزه کاربرد، حوزه دانش، نظام، صنعت و غیره بسته به فعالیتی که در حال انجام است. این گونه تخصص ممکن است توسط هر گروه یا فرد برخوردار از آموزش، دانش، مهارت، تجربه یا تحصیلات ویژه فراهم آید.
Judgment provided based upon expertise in an application area, knowledge area, discipline, industry, etc., as appropriate for the activity being performed. Such expertise may be provided by any group or person with specialized education, knowledge, skill, experience, or training.
انتظارات درخصوص رفتار قابل پذیرش از اعضای تیم پروژه است.
Expectations regarding acceptable behavior by project team members
یک استراتژی پاسخ به ریسک که به موجب آن، تیم پروژه در راستای کاهش احتمال وقوع یا اثر تهدید اقدام می‌کند.
A risk response strategy whereby the project team acts to decrease the probability of occurrence or impact of a threat.
یک سیستم عددی که به منظور شناسایی منحصر به فرد اجزای ساختار شکست کار مورد استفاده قرار می‌گیرد.
A numbering system used to uniquely identify each component of the work breakdown structure (WBS).
گروهی رسمی که مسئول بازنگری، ارزیابی، تصویب، تأخیر یا رد تغییرات در پروژه، و ثبت و ابلاغ چنین تصمیماتی می‌باشد.
A formally chartered group responsible for reviewing, evaluating, approving, delaying, or rejecting changes to the project, and for recording and communicating such decisions.
مقایسه عملکرد واقعی با عملکرد برنامه‌ریزی شده، تحلیل انحراف‌ها، ارزیابی روندهای تاثیرگذار بر بهبودهای فرآیندی، ارزیابی جایگزین‌های محتمل و توصیه اقدامات اصلاحی مناسب در صورت نیاز است.
Comparing actual performance with planned performance, analyzing variances, assessing trends to effect process improvements, evaluating possible alternatives, and recommending appropriate corrective action as needed.
فرآیند مدیریت روابط تدارکات، نظارت بر عملکرد قرارداد، انجام تغییرات و اصلاحات در صورت نیاز، و خاتمه قراردادها است.
The process of managing procurement relationships, monitoring contract performance, making changes and corrections as appropriate, and closing out contracts.
یک فرایند که اصلاحات در اسناد، تحویل شدنی‌ها یا خطوط مبنای مرتبط با پروژه را شناسایی، مستند، تصویب یا رد می‌کند.
A process whereby modifications to documents, deliverables, or baselines associated with the project are identified, documented, approved, or rejected.
فرآیند نظارت بر وضعیت پروژه جهت به‌روزرسانی زمان‌بندی پروژه و مدیریت تغییرات در خط مبنای زمان‌بندی است.
The process of monitoring the status of the project to update the project schedule and manage changes to the schedule baseline.
فرآیند نظارت و ثبت نتایج اجرای فعالیت‌های مدیریت کیفیت در راستای ارزیابی عملکرد و تضمین این که خروجی‌های پروژه، کامل، درست و تأمین کننده انتظارات مشتری است.
The process of monitoring and recording results of executing the quality management activities to assess performance and ensure the project outputs are complete, correct, and meet customer expectations.
فرآیند نظارت بر وضعیت محدوده پروژه و محصول و مدیریت تغییرات در خط مبنای محدوده است.
The process of monitoring the status of the project and product scope and managing changes to the scope baseline.
فرآیند تضمین در دسترس بودن منابع فیزیکی مشخص و تخصیص داده شده به پروژه و همچنین نظارت بر استفاده واقعی منابع در مقایسه با برنامه‎ریزی شده و انجام اقدام اصلاحی در صورت لزوم است.
The process of ensuring that the physical resources assigned and allocated to the project are available as planned, as well as monitoring the planned versus actual utilization of resources and performing corrective action as necessary.
فرآیند نظارت بر وضعیت پروژه جهت به روزرسانی هزینه‌های پروژه و مدیریت تغییرات در خط مبنای هزینه است.
The process of monitoring the status of the project to update the project costs and manage changes to the cost baseline.
جلساتی با فروشندگان آینده، پیش از آماده‌سازی یک پیشنهاد در راستای اطمینان از وجود یک درک مشترک و شفاف از تدارکات برای تمام فروشندگان. همچنین به کنفرانس پیمانکاران، کنفرانس فروشندگان یا کنفرانس پیش از پیشنهاد شناخته می‌شود.
The meetings with prospective sellers prior to the preparation of a bid or proposal to ensure all prospective vendors have a clear and common understanding of the procurement. Also known as contractor conferences, vendor conferences, or pre-bid conferences.
درجه‌ای که در آن، مجموعه‌‎ای از خصوصیات ذاتی، الزامات را تأمین می‌کنند.
The degree to which a set of inherent characteristics fulfills requirements.
فرآیندهایی که در راستای تعریف یک پروژه جدید یا فاز جدید از یک پروژه موجود با اخذ مجوز شروع پروژه یا فاز، انجام می‌شوند
Those processes performed to define a new project or a new phase of an existing project by obtaining authorization to start the project or phase.
فرآیندهایی که جهت تکمیل کار تعریف شده در برنامه مدیریت پروژه در راستای تأمین الزامات پروژه انجام می¬شوند.
Those processes performed to complete the work defined in the project management plan to satisfy the project requirements.
فرآیندهای مورد نیاز برای تثبیت محدوده پروژه، پالایش اهداف، و تعریف مسیر اقدام مورد نیاز برای دستیابی به اهدافی که پروژه برای نیل به آنها انجام می‌شود.
Those processes required to establish the scope of the project, refine the objectives, and define the course of action required to attain the objectives that the project was undertaken to achieve.
فرآیند(هایی) که از آنها برای تکمیل یا خاتمه رسمی یک پروژه، فاز یا قرارداد استفاده می‌شود.
The process(es) performed to formally complete or close a project, phase, or contract.
ک گروه منطقی از ورودی‌ها، ابزارها و تکنیک‌ها، و خروجی‌های مدیریت پروژه است. گروه‌های فرآیندی مدیریت پروژه شامل فرآیندهای آغازین، فرآیندهای برنامه‌ریزی، فرآیندهای اجرا، فرآیندهای نظارت و کنترل و فرآیندهای خاتمه می‌باشند. گروه‌های فرآیندی مدیریت پروژه با فازهای پروژه متفاوت هستند.
A logical grouping of project management inputs, tools and techniques, and outputs. The Project Management Process Groups include initiating processes, planning processes, executing processes, monitoring and controlling processes, and closing processes. Project Management Process Groups are not project phases.
فرآیندهای مورد نیاز برای ردگیری، بازنگری و تنظیم پیشرفت و عملکرد پروژه، شناسایی حوزه¬هایی که به تغییر در برنامه نیازمند می¬باشند، و آغاز تغییرات مربوطه.
Those processes required to track, review, and regulate the progress and performance of the project; identify any areas in which changes to the plan are required; and initiate the corresponding changes.
تکنیکی استنباطی که ذی‌نفعان ذی‌صلاح و متخصصان موضوعی را در راستای فراگیری از انتظارات و نگرش‌های آنها در خصوص محصول، خدمت یا نتیجه مورد نظر، گرد هم می‌آورد
An elicitation technique that brings together prequalified stakeholders and subject matter experts to learn about their expectations and attitudes about a proposed product, service, or result.
نقطه‌ای که در آن خطوط وابستگی در یک نمودار شبکه زمانبندی با هم متصل می‌شوند.
A point at which dependency lines connect on a schedule network diagram.
سندی از پروژه که در طول فرآیندهای مدیریت ریسک پروژه به تدریج توسعه داده می‌شود و اطلاعات ریسک‌های منفرد پروژه و سطح ریسک کلی پروژه را خلاصه می‌کند.
A project document developed progressively throughout the Project Risk Management processes, which summarizes information on individual project risks and the level of overall project risk.
یک سند پروژه که شامل مسائل مدیریت کیفیت، توصیه‌هایی برای اقدامات اصلاحی، و خلاصه‌ای از یافته‌های ناشی از فعالیت‌های کنترل کیفیت است و ممکن است توصیه‌هایی برای فرآیند، پروژه و بهبودهای محصول را نیز شامل شود.
A project document that includes quality management issues, recommendations for corrective actions, and a summary of findings from quality control activities and may include recommendations for process, project, and product improvements
واژه‌ای که دانش نهفته در حرفه مدیریت پروژه را تشریح می‌کند. گستره دانش مدیریت پروژه شامل راهکارهای سنتی اثبات شده‌ای است که کاربرد گسترده‌ای داشته و راهکارهای خلاقانه که در این حرفه ظهور می‌کنند
A term that describes the knowledge within the profession of project management. The project management body of knowledge includes proven traditional practices that are widely applied as well as innovative practices that are emerging in the profession.
نوعی جدول مستند از فعالیت‌های زمانبندی که بیانگر شرح فعالیت، شناسه فعالیت و محدوده به حد کافی مشروح از کار می‌باشد به گونه‌ای که اعضای تیم پروژه تشخیص دهند که چه کاری قرار است انجام شود.
A documented tabulation of schedule activities that shows the activity description, activity identifier, and a sufficiently detailed scope of work description so project team members understand what work is to be performed.
شبکه‌ای برای ترسیم احتمال وقوع هر ریسک و اثر آن بر اهداف پروژه در صورت وقوع است.
A grid for mapping the probability of occurrence of each risk and its impact on project objectives if that risk occurs.
شبکه‌ای است که منابع پروژه را به هر بسته کاری تخصیص می‌دهد.
A grid that shows the project resources assigned to each work package.
جدولی که الزامات محصول را از منشأ آنها به تحویل شدنی‌های تأمین کننده آنها مرتبط می‌کند.
A grid that links product requirements from their origin to the deliverables that satisfy them.
فرد مسئول برای نظارت بر ریسک‌ها و انتخاب و پیاده‌سازی یک استراتژی پاسخ به ریسک مناسب است.
The person responsible for monitoring the risks and for selecting and implementing an appropriate risk response strategy
نقطه یا رخداد مهم در پروژه، طرح یا پورتفولیو می¬باشد.
A significant point or event in a project, program, or portfolio
سند پشتیبان که جزئیات مورد استفاده در تثبیت برآوردهای پروژه از قبیل فرضیات، محدودیتها، سطح جزئیات، حدود و سطوح اطمینان را عنوان می‌کند.
Supporting documentation outlining the details used in establishing project estimates such as assumptions, constraints, level of detail, ranges, and confidence levels.
شرحی از ویژگی محصول یا پروژه و نحوه سنجش آن است.
A description of a project or product attribute and how to measure it.
مجموع محصولات، خدمات و نتایجی که باید در یک پروژه فراهم آیند. به project scope و product scope مراجعه فرمایید.
The sum of the products, services, and results to be provided as a project. See also project scope and product scope.
کاری که باید برای تحویل یک محصول، خدمت یا نتیجه با ظواهر و کارکردهای خاص انجام گیرد.
The work performed to deliver a product, service, or result with the specified features and functions
خصوصیات و کارکردهایی که به یک محصول، خدمت یا نتیجه، ویژگی می‌بخشند.
The features and functions that characterize a product, service, or result.
یک عامل محدود کننده که بر اجرای یک پروژه، طرح، پورتفولیو یا فرآیند اثر می‌گذارد.
A limiting factor that affects the execution of a project, program, portfolio, or process.
مصنوعی که تولید می‌شود، قابل سنجش است و می‌تواند خودش مورد پایانی یا جزئی از یک مورد باشد. material و goods دیگر کلمات جایگزین آن می‌باشند. همچنین به deliverable مراجعه فرمایید.
An artifact that is produced, is quantifiable, and can be either an end item in itself or a component item. Additional words for products are material and goods. See also deliverable.
محک زنی، مقایسه راهکارها، فرآیندها و محصولات واقعی یا برنامه‌ریزی شده با سازمان‌های قابل مقایسه است تا راهکارهای برتر شناسایی شوند، ایده‌های بهبود تولید گردند و مبنایی برای سنجش عملکرد باشد.
Benchmarking is the comparison of actual or planned products, processes, and practices to those of comparable organizations to identify best practices, generate ideas for improvement, and provide a basis for measuring performance.
مخزن اطلاعات تاریخی در خصوص درس آموخته‌ها در پروژه‌ها است.
A store of historical information about lessons learned in projects.
تعداد کل دوره¬های کاری که جهت تکمیل یک فعالیت یا یک جزء از ساختار شکست کار مورد نیاز است. برحسب ساعت، روز یا هفته بیان می¬شود. مخالف effort است.
The total number of work periods required to complete an activity or work breakdown structure component, expressed in hours, days, or weeks. Contrast with effort.
زمان در واحدهای تقویمی بین شروع و پایان یک فعالیت زمانبندی. همچنین به duration مراجعه فرمایید.
The time in calendar units between the start and finish of a schedule activity. See also duration.
زمان بین تاریخ واقعی شروع فعالیت زمانبندی با تاریخ کنونی از زمانبندی پروژه، اگر فعالیت زمانبندی در حال پیشرفت باشد یا تاریخ واقعی پایان، اگر فعالیت زمانبندی تکمیل شده باشد که در قالب واحدهای تقویمی بیان می‌گردد.
The time in calendar units between the actual start date of the schedule activity and either the data date of the project schedule if the schedule activity is in progress or the actual finish date if the schedule activity is complete.
ارائه‌ای از برنامه برای اجرای فعالیت‌های پروژه شامل مدت زمان‌ها، وابستگی‌ها، و دیگر اطلاعات برنامه‌ریزی که برای تولید یک زمانبندی پروژه به همراه دیگر مصنوعات زمانبندی، استفاده می‌شود.
A representation of the plan for executing the project’s activities including durations, dependencies, and other planning information, used to produce a project schedule along with other scheduling artifacts.
یک نمودار، قیاس یا توصیف که برای بیان نحوه انجام فرآیند ارتباطات پروژه، استفاده می‌شود.
A description, analogy, or schematic used to represent how the communication process will be performed for the project.
شخصی که از طرف سازمان اجرایی جهت هدایت تیم منصوب شده و مسئول دستیابی به اهداف پروژه است.
The person assigned by the performing organization to lead the team that is responsible for achieving the project objectives.
فردی با اختیار مدیریتی بر یک یا چند منبع است.
An individual with management authority over one or more resources.
مدیریت ارتباطات، فرآیند تضمین به موقع و مناسب جمع‌آوری، ایجاد، توزیع، ذخیره‌سازی، بازیابی، مدیریت، نظارت و در نهایت جابجایی اطلاعات پروژه است
Manage Communications is the process of ensuring timely and appropriate collection, creation, distribution, storage, retrieval, management, monitoring, and the ultimate disposition of project information.
مدیریت ارتباطات پروژه شامل فرآیندهای مورد نیاز برای تضمین به موقع و مناسب برنامه‌ریزی، جمع‌آوری، ایجاد، توزیع، ذخیره، بازیابی، مدیریت، کنترل، نظارت و آرایش نهایی اطلاعات پروژه است.
Project Communications Management includes the processes required to ensure timely and appropriate planning, collection, creation, distribution, storage, retrieval, management, control, monitoring, and ultimate disposition of project information.
نوعی روش¬شناسی جهت ترکیب سنجش¬های محدوده، زمانبندی و منابع برای ارزیابی عملکرد و پیشرفت پروژه است.
A methodology that combines scope, schedule, and resource measurements to assess project performance and progress.
کاربرد دانش، مهارت‌ها، ابزارها و تکنیک‌های مربوط به فعالیت‌های پروژه در راستای تأمین الزامات پروژه است.
The application of knowledge, skills, tools, and techniques to project activities to meet the project requirements.
مدیریت متمرکز یک یا چند پورتفولیو در راستای دستیابی به اهداف استراتژیک است.
The centralized management of one or more portfolios to achieve strategic objectives.
مدیریت تدارکات پروژه شامل فرآیندهای مورد نیاز برای خرید یا بدست‌آوری محصولات، خدمات با نتایج از خارج از تیم پروژه است.
Project Procurement Management includes the processes necessary to purchase or acquire products, services, or results needed from outside the project team.
فرآیند ارتباطات و کار با ذی‌نفعان در راستای تأمین نیازها و انتظارات آنها، توجه به مسائل، و پرورش تعامل مناسب ذی‌نفعان است.
The process of communicating and working with stakeholders to meet their needs and expectations, address issues, and foster appropriate stakeholder involvement.
فرایند ردگیری عملکرد اعضای تیم، فراهم‌سازی بازخورد، حل و فصل مسائل، و مدیریت تغییرات تیم در راستای بهینه‌سازی عملکرد پروژه.
The process of tracking team member performance, providing feedback, resolving issues, and managing team changes to optimize project performance
فرآیند استفاده از دانش موجود و ایجاد دانش جدید برای دستیابی به اهداف پروژه و مشارکت در آموزش سازمانی است.
The process of using existing knowledge and creating new knowledge to achieve the project’s objectives and contribute to organizational learning.
مدیریت ذی‌نفعان پروژه شامل فرآیندهایی است که برای شناسایی افراد، گروه‌ها یا سازمان‌های اثرگذار یا اثرپذیر از پروژه، تحلیل انتظارات ذی‌نفعان و اثر آنها بر پروژه، و توسعه استراتژی‌های مناسب مدیریتی برای تعامل اثربخش ذی‌نفعان در تصمیمات و اجرای پروژه، لازمند.
Project Stakeholder Management includes the processes required to identify the people, groups, or organizations that could impact or be impacted by the project, to analyze stakeholder expectations and their impact on the project, and to develop appropriate management strategies for effectively engaging stakeholders in project decisions and execution.
مدیریت ریسک پروژه شامل فرآیندهای مرتبط با هدایت برنامه‌ریزی مدیریت ریسک، شناسایی، تحلیل، پاسخ‌های برنامه‌ریزی، پیاده‌سازی برنامه‌ریزی و نظارت بر ریسک‌ها در پروژه است.
Project Risk Management includes the processes of conducting risk management planning, identification, analysis, response planning, response implementation, and monitoring risk on a project
مدیریت زمانبندی پروژه شامل فرآیندهای مورد نیاز برای مدیریت تکمیل به موقع پروژه است.
Project Schedule Management includes the processes required to manage the timely completion of the project.
کاربرد دانش، مهارت‌ها و اصول در طرح است تا اهداف طرح، بدست آیند و منافع و کنترلی که از مدیریت منفرد اجرای طرح نمی‌توان دست یافت، حاصل شوند.
The application of knowledge, skills, and principles to a program to achieve the program objectives and obtain benefits and control not available by managing program components individually.
فرآیند برگرداندن برنامه مدیریت کیفیت به فعالیت‌های کیفیت قابل اجرا که سیاست‌های کیفیت سازمان را در پروژه ترکیب می‌کند.
The process of translating the quality management plan into executable quality activities that incorporate the organization’s quality policies into the project
مدیریت کیفیت پروژه شامل فرآیندهایی برای داخل کردن سیاست‌های کیفیت سازمان در خصوص برنامه‌ریزی، مدیریت، نظارت و کنترل پروژه و الزامات کیفیت محصول به منظور تأمین انتظارات ذی‌نفعان است.
Project Quality Management includes the processes for incorporating the organization’s quality policy regarding planning, managing, and controlling project and product quality requirements, in order to meet stakeholders’ expectations.
مدیریت محدوده پروژه شامل فرآیندهای مورد نیاز برای تضمین آن است که پروژه تمامی کارهای مورد نیاز، و فقط کارهای مورد نیاز را در بر می‌گیرد تا پروژه با موفقیت تکمیل گردد.
Project Scope Management includes the processes required to ensure that the project includes all the work required, and only the work required, to complete the project successfully.
مدیریت منابع پروژه شامل فرآیندهای شناسایی، بدست‌آوری و مدیریت منابع مورد نیاز برای تکمیل موفقیت‌آمیز پروژه است.
Project Resource Management includes the processes to identify, acquire, and manage the resources needed for the successful completion of the project.
مدیریت هزینه پروژه شامل فرآیندهای مرتبط با برنامه‌ریزی، برآورد، بودجه‌بندی، مالی، سرمایه‌گذاری، مدیریت و کنترل هزینه‌ها است به گونه‌ای که پروژه بتواند در بودجه مصوب تکمیل شود.
Project Cost Management includes the processes involved in planning, estimating, budgeting, financing, funding, managing, and controlling costs so the project can be completed within the approved budget.
مدیریت یکپارچگی پروژه شامل فرآیندها و فعالیت‌های مورد نیاز برای شناسایی، تعریف، ترکیب، یکه‌سازی و هماهنگ‌سازی فرآیندهای متنوع و فعالیت‌های مدیریت پروژه درون‌گروه‌های فرآیندی مدیریت پروژه است.
Project Integration Management includes the processes and activities to identify, define, combine, unify, and coordinate the various processes and project management activities within the Project Management Process Groups.
وضعیت یا شرایط حاضر که ممکن است بر اهداف پروژه اثرگذار باشد.
A current condition or situation that may have an impact on the project objectives.
انتصابی که درون برنامه مدیریت پروژه، محول می‌شود تا فرد منتصب، وظیفه انجام الزامات انتصاب را به عهده گیرد.
An assignment that can be delegated within a project management plan such that the assigned resource incurs a duty to perform the requirements of the assignment.
شرحی از چگونگی تأمین نیازهای کسب و کار برای پروژه توسط هر یک از الزامات است.
A description of how individual requirements meet the business need for the project.
تمامی اسناد مورد استفاده در امضا، اجرا و خاتمه یک توافق است. مستندسازی تدارکات ممکن است شامل اسناد قبل از پروژه هم باشد.
All documents used in signing, executing, and closing an agreement. Procurement documentation may include documents predating the project.
ترتیبی از فعالیت‌ها است که طولانی‌ترین مسیر در پروژه را بیان می‌کند و کوتاه‌ترین زمان ممکن را مشخص می‌نماید.
The sequence of activities that represents the longest path through a project, which determines the shortest possible duration.
دنباله¬ای از فعالیت‌های مرتبط با روابط منطقی در یک نمودار شبکه زمانبندی پروژه است.
A sequence of activities connected by logical relationships in a project schedule network diagram.
یک رویکرد رسمی یا غیررسمی جهت استخراج اطلاعات از ذی‌نفعان از طریق گفتگوی مستقیم با آنها است.
A formal or informal approach to elicit information from stakeholders by talking to them directly.
در سیستم مدیریت کیفیت، مطابقت عبارت است از یک مفهوم عمومی در خصوص تحویل نتایج در چارچوب حدودی که متغیر قابل پذیرش برای یک الزام کیفیت را تعریف می‌کنند.
Within the quality management system, conformance is a general concept of delivering results that fall within the limits that define acceptable variation for a quality requirement.
استانداردها، قوانین یا آزمایشاتی که بر مبنای آنها قضاوت یا تصمیم‌گیری می‌شود یا به وسیله آن‌ها محصول، خدمت یا نتیجه مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.
Standards, rules, or tests on which a judgment or decision can be based or by which a product, service, result, or process can be evaluated.
مجموعه شرایطی که باید قبل از پذیرش تحویل شدنی ها، تأمین شوند.
A set of conditions that is required to be met before deliverables are accepted.
عضوی از تیم یا هر مورد فیزیکی مورد نیاز برای تکمیل پروژه است.
A team member or any physical item needed to complete the project.
به project charter مراجعه نمایید.
See project charter.
سندی است که توسط آغاز کننده پروژه یا حامی انتشار می‌یابد و مجوز رسمی وجود پروژه را صادر می‌کند و مدیر پروژه را با اختیار بکارگیری منابع سازمان برای فعالیت‌های پروژه، تعیین می‌نماید.
A document issued by the project initiator or sponsor that formally authorizes the existence of a project and provides the project manager with the authority to apply organizational resources to project activities
تمام وابستگی‌ای فعالیتی در یک نمودار شبکه زمانبندی پروژه است.
All activity dependencies in a project schedule network diagram.
یک مطالعه امکان‌پذیری اقتصادی مستند که برای تثبيت اعتبار منافع یک جزء انتخاب شده که فاقد تعریف کافی است، استفاده می‌شود و به عنوان مبنایی برای مجوز فعالیت‌های بیشتر مدیریت پروژه کاربرد دارد.
A documented economic feasibility study used to establish validity of the benefits of a selected component lacking sufficient definition and that is used as a basis for the authorization of further project management activities.
مهارت‌های مورد استفاده برای هدایت و تعامل اثربخش با اعضای تیم و دیگر ذی‌نفعان است.
Skills used to effectively lead and interact with team members and other stakeholders.
توانایی برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل افراد یا گروه‌هایی از مردم در راستای دستیابی به اهداف خاص است.
The ability to plan, organize, direct, and control individuals or groups of people to achieve specific goals.
توانایی برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل افراد یا گروه‌هایی از مردم در راستای دستیابی به اهداف خاص است.
The ability to plan, organize, direct, and control individuals or groups of people to achieve specific goals.
مهارت‌های مورد نیاز برای تثبیت و نگهداری روابط با دیگران است.
Skills used to establish and maintain relationships with other people.
به reserve مراجعه فرمایید.
See reserve.
یک نوع خروجی ناشی از انجام فعالیت‌ها و فرآیندهای مدیریت پروژه است و شامل نتایج (مانند سیستم‌های یکپارچه، فرآیندهای تجدید نظر شده، سازمان‌های تجدید ساختار شده، آزمایشات، پرسنل آموزش دیده و غیره) و اسناد (مانند سیاست‌ها، برنامه‌ها، مطالعات، رویه‌ها، مشخصات، گزارشات و غیره) می‌باشد. به deliverable نیز مراجعه فرمایید.
An output from performing project management processes and activities. Results include outcomes (e.g., integrated systems, revised process, restructured organization, tests, trained personnel, etc.) and documents (e.g., policies, plans, studies, procedures, specifications, reports, etc.). See also deliverable.
جمع‌آوری داده‌های عملکردی پروژه، تهیه سنجش‌های عملکرد، و گزارش وانتشار اطلاعات عملکردی است.
Collect project performance data, produce performance measures, and report and disseminate performance information.
فرآیند تضمین تأمین نیازهای اطلاعاتی پروژه و ذی‌نفعان آن است.
The process of ensuring that the information needs of the project and its stakeholders are met.
فرآیند نظارت بر روابط ذی‌نفعان پروژه، و مناسب‌سازی استراتژی‌ها برای مشارک ذی‌نفعان از طریق اصلاح در برنامه‌ها و استراتژی‌های تعامل است.
The process of monitoring project stakeholder relationships, and tailoring strategies for engaging stakeholders through the modification of engagement strategies and plans.
فرآیند نظارت بر پیاده‌سازی برنامه‌های پاسخ به ریسک مورد توافق، ردگیری ریسک‌های شناسایی شده، شناسایی و تحلیل ریسک‌های جدید، و ارزیابی اثربخشی فرآیند ریسک در طول پروژه است.
The process of monitoring the implementation of agreed-upon risk response plans, tracking identified risks, identifying and analyzing new risks, and evaluating risk process effectiveness throughout the project.
فرآیند ردگیری، بازنگری و گزارش پیشرفت کل در راستای تأمین اهداف عملکردی تعریف شده در برنامه مدیریت پروژه است.
The process of tracking, reviewing, and reporting overall progress to meet the performance objectives defined in the project management plan.
تکنیکی که برای تحکیم ایده‌های ایجاد شده از طریق جلسات طوفان فکری منحصر به فرد به شکل یک نقشه تنها استفاده می‌‎شود تا نقاط مشترک و تفاوت‌های ادراکی را منعکس کرده و ایده‌های جدید تولید نماید.
A technique used to consolidate ideas created through individual brainstorming sessions into a single map to reflect commonality and differences in understanding and to generate new ideas.
به cause and effect diagram مراجعه فرمایید.
See Cause and Effect Diagram
یک تکنیک که دسته‌بندی تعداد زیادی ایده را به گروه‌ها در راستای بازنگری و تحلیل آنها، امکان‌پذیر می‌نماید.
A technique that allows large numbers of ideas to be classified into groups for review and analysis.
شرحی در قالب نمودار از ورودی‌ها، اقدامات فرآیندی و خروجی‌های یک یا چند فرآیند درون یک سیستم است.
The depiction in a diagram format of the inputs, process actions, and outputs of one or more processes within a system.
نوع رایجی از ماتریس تخصیص مسئولیت که از ,responsible accountable , consult , inform برای تعریف تعامل ذی‌نفعان در فعالیت‌های پروژه استفاده می¬کند.
A common type of responsibility assignment matrix that uses responsible, accountable, consult, and inform statuses to define the involvement of stakeholders in project activities.
سندی که به صورت گرافیکی، اعضای تیم پروژه و ارتباطات متقابل آنان را برای پروژه خاص نشان می‌دهد.
A document that graphically depicts the project team members and their interrelationships for a specific project.
یک ارائه گرافیکی از روابط منطقی میان فعالیت‌های زمانبندی پروژه است.
A graphical representation of the logical relationships among the project schedule activities.
یک تکنیک تجزیه که به ردگیری اثر نامطلوب به خاطر علت ریشه‌ای آن، کمک می‌کند.
A decomposition technique that helps trace an undesirable effect back to its root cause.
یک نمایش گرافیکی از داده‌های فرایند در طول زمان و در مقایسه با حدود کنترل تثبیت شده می‌باشد و دارای خط وسطی است که در آشکارسازی روند مقادیر به هر یک از حدود کنترل، کمک می‌کند.
A graphic display of process data over time and against established control limits, which has a centerline that assists in detecting a trend of plotted values toward either control limit.
یک نمودار میله‌ای از اطلاعات زمانبندی است که فعالیت‌ها در محور عمودی، تاریخ‌ها در محور افقی، و مدت زمان فعالیت‌ها به صورت میله‌های افقی براساس تاریخ‌های شروع و پایان نمایش داده می‌شوند.
A bar chart of schedule information where activities are listed on the vertical axis, dates are shown on the horizontal axis, and activity durations are shown as horizontal bars placed according to start and finish dates.
یک نمایش گرافیکی از اطلاعات مرتبط با زمانبندی است. در یک نمودار میله‌ای معمول، فعالیت‌های زمانبندی یا اجزای ساختار شکست کار در سمت چپ نمودار لیست می‌شوند، تاریخ‌ها در بالا نمایش داده می‌شوند و مدت زمان فعالیت‌ها به صورت میله‌های افقی طبق تاریخ، جاگذاری می‌گردند. Gantt chart را ببینید.
A graphic display of schedule-related information. In the typical bar chart, schedule activities or work breakdown structure components are listed down the left side of the chart, dates are shown across the top, and activity durations are shown as date-placed horizontal bars. See also Gantt chart.
یک ارائه گرافیکی از موقعیت‌هایی که نشانگر تأثیرات علت و معلول، ترتیب زمانی رخدادها و سایر روابط بین متغیرها و خروجی‌ها می باشند.
A graphical representation of situations showing causal influences, time ordering of events, and other relationships among variables and outcomes.
ابزار کنترل و مدیریت کیفیت که برای انجام تحلیل داده‌ها در ساختار سازمانی ایجاد شده به شکل ماتریس، استفاده می‌شود. نمودارهای ماتریسی در پی نشان دادن توان روابط بین عوامل، دلایل و اهدافی است که بین ردیفها و ستون‌های ماتریس وجود دارند
A quality management and control tool used to perform data analysis within the organizational structure created in the matrix. The matrix diagram seeks to show the strength of relationships between factors, causes, and objectives that exist between the rows and columns that form the matrix.
نمایش بصری از محدوده محصول که یک سیستم کسب و کار (فرآیند، تجهیزات، سیستم کامپیوتری و غیره) و نحوه تعامل افراد و دیگر سیستم‌ها (بازیگران) با آن را نشان می‌دهد.
A visual depiction of the product scope showing a business system (process, equipment, computer system, etc.), and how people and other systems (actors) interact with it.
روش سنجش کیفیت که شامل توجه به وجود (یا نبود) برخی خصوصیات (ویژگی‌ها) در هر یک از واحدهای تحت نظر است.
Method of measuring quality that consists of noting the presence (or absence) of some characteristic (attribute) in each of the units under consideration.
شیوه اخذ زودتر بازخورد الزامات از طریق فراهم‌سازی یک مدل کاری از محصول مورد انتظار قبل از ساخت واقعی آن است.
A method of obtaining early feedback on requirements by providing a working model of the expected product before actually building it.
به logical relationship مراجعه فرمایید.
See logical relationship.
رابطه‌ای که به لحاظ قراردادی یا ماهیت کار، لازم است.
A relationship that is contractually required or inherent in the nature of the work.
رابطه‌ای که براساس دانش راهکارهای برتر درون حوزه کاربردی خاص یا جنبه‌ای از پروژه که یک ترتیب خاص مورد نظر دارد، تثبیت می‌شود.
A relationship that is established based on knowledge of best practices within a particular application area or an aspect of the project where a specific sequence is desired.
رابطه بین فعالیت¬های پروژه و فعالیت¬های غیر پروژه¬ای است.
A relationship between project activities and non-project activities.
ویژگی‌های چندگانه مربوط به هر یک از فعالیت‌های زمانبندی که آنها را می‌توان به لیست فعالیت ملحق ساخت. ویژگی‌های فعالیت حاوی کدهای فعالیت، فعالیت‌های پیش نیازی، فعالیت‌های پس نیازی، روابط منطقی، پیش‌افتها و پس‌افتها، الزامات منابع، تاریخ‌های تحمیل شده، محدودیتها و فرضیات می‌باشند.
Multiple attributes associated with each schedule activity that can be included within the activity list. Activity attributes include activity codes, predecessor activities, successor activities, logical relationships, leads and lags, resource requirements, imposed dates, constraints, and assumptions.
فرآیند اخذ پاسخ‌های فروشندگان، انتخاب فروشنده و اعطای قرارداد است.
The process of obtaining seller responses, selecting a seller, and awarding a contract.
فرآیند هدایت و انجام کار تعریف شده در برنامه مدیریت پروژه و پیاده‌سازی تغییرات تصویب شده در راستای دستیابی به اهداف پروژه است.
The process of leading and performing the work defined in the project management plan and implementing approved changes to achieve the project’s objectives.
چیزی که کار به سمت آن هدایت می‌‌شود؛ نقطه استراتژیک که باید به آن دست یافت؛ یا منظوری که باید به آن رسید؛ نتیجه‎‌ای که باید آن را بدست آورد؛ محصولی که باید آن را تولید کرد یا خدمتی که باید آن را انجام داد.
Something toward which work is to be directed, a strategic position to be attained, a purpose to be achieved, a result to be obtained, a product to be produced, or a service to be performed.
تمام هزینه‌های انجام شده در طول عمر یک محصول بواسطه سرمایه‌گذاری در پیشگیری از عدم تطابق با الزامات، ارزیابی محصول یا خدمت برای تطابق با الزامات، و شکست در تأمین الزامات است.
All costs incurred over the life of the product by investment in preventing nonconformance to requirements, appraisal of the product or service for conformance to requirements, and failure to meet requirements.
هزینه واقعی وارد شده برای کار انجام شده بر یک فعالیت در طی یک دوره زمانی خاص.
The realized cost incurred for the work performed on an activity during a specific time period.
نوعی راهبرد استقرار سازمانی است که طی آن اعضای تیم پروژه به لحاظ فیزیکی نزدیک یکدیگر قرار می‌گیرند تا ارتباطات، روابط کاری و بازدهی، بهبود یابد.
An organizational placement strategy where the project team members are physically located close to one another in order to improve communication, working relationships, and productivity.
یک تکنیک بهینه‌سازی منابع که در آن، شناوری آزاد و کل، بدون اثرگذاری بر مسیر بحرانی استفاده می‌شوند. Resource Leveling و Resource Optimization Technique را ببینید.
A resource optimization technique in which free and total float are used without affecting the critical path. See also resource leveling and resource optimization technique
قابلیت شناسایی، ارزیابی و مدیریت هیجانات افراد و دیگران، همچنین هیجانات جمعی گروهی از افراد است.
The ability to identify, assess, and manage the personal emotions of oneself and other people, as well as the collective emotions of groups of people
نموداری میله‌ای است که نمایش گرافیکی داده‌های عددی را نشان می‌دهد.
A bar chart that shows the graphical representation of numerical data.
نموداری میله‌ای که مقدار زمان‌هایی که یک منبع برای کار در یک سری از دوره‌های زمانی، زمانبندی شده است را نشان می‌دهد.
A bar chart showing the amount of time that a resource is scheduled to work over a series of time periods.
نظامی در ارتباط با روش توسعه دانش افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها است.
A discipline concerned with the way individuals, groups, and organizations develop knowledge.